( ركن ) سوم : محلوف به « 1 » است ؛
و آن ، اسم خداى تعالى است با تلفّظ به آن ؛ و به غير آن ، واقع نمىشود - مثل طلاق و عتاق و صوم و صدقه و تحريم - ؛ اگرچه به آنها ، قصد ايلاء نمايد ؛ و نه به اين كه بگويد : « بر من فلان قدر باشد اگر با تو مباشرت نمودم » .
و واقع مىشود به هر زبانى با قصد ؛ و بىقصد ، واقع نمىشود .
( ركن ) چهارم : مدّت ايلاء است ؛
( بدان كه ) واقع مىشود ايلاء ، بر ترك مطلق ، يا در مدّت معيّنى كه زياده بر چهار ماه بوده باشد ؛ پس اگر قسم خورد كه با او تا چهار ماه جماع نكند ، واقع نمىشود ؛ و اگر در اين صورت در آخر چهار ماه ، قسم ديگرى خورد تا زياده بر چهار ماه شود ، باز واقع نمىشود .
و اگر [ گفت ] : « با تو مباشرت نمىكنم تا داخل خانه شوم » ، مولى [ - ايلاء كننده ] نيست ؛ به جهت اين كه ممكن است وطى كند كه [ بتواند ] داخل خانه شود .
و اگر گفت : « با تو مباشرت نمىكنم در يك سال ، مگر يك دفعه في الفور » ، مولى نيست ؛ بلكه هر وقت وطى كرد ، مولى است ، پس اگر بعد از وطى ، زياده بر چهار ماه مانده [ است ] ، زوجه با او مرافعه مىكند ؛ و اگر نمانده [ است ] ، از اصل باطل است .
و اگر گفت : « با تو وطى نمىكنم تا زيد بيايد » ؛ اگر گمان دارد كه آمدن زيد مؤخّر است از مدّت ، ظهار واقع مىشود و الّا فلا .
مطلب دوم : در [ بيان ] احكام ايلاء است
و در آن ، مسائلى [ چند ] است :
[ مسئلهء ] ( اوّل ) : وقتى كه ايلاء ، واقع شد ؛ اگر زوجه صبر كرد ، كه اعتراضى بر او نيست ؛ و اگر نزد حاكم به مرافعه رفت حاكم مخيّر مىكند زوج را ميان رجوع از حلف و طلاق ، و مهلت مىدهد او را ؛ آزاد باشد يا غلام ، چهار ماه ؛ چه زوجه آزاد باشد يا
هامش
( 1 ) . چيز يا كسى كه بدان سوگند خورده شده باشد .