و اگر به اين لفظ قصد ظهار نمود ، بعضى گفتهاند واقع مىشود . « 1 » و اگر گفت :
« يدك يا رجلك يا ثلثك يا نصفك علىّ كظهر أمّي » ، واقع نمىشود .
و شرط [ است ] در وقوع آن ، شنيدن دو عادل يك مرتبه .
و اگر ظهار را [ از قسم ] قسم كرد ، مثل اين كه گفت : « اگر فلان كار [ را ] كردم ، تو بر من مثل پشت مادرم هستى » ؛
يا گفت : « وقتى كه ماه تمام شد ، تو بر من مثل مادرم هستى » ، واقع نمىشود .
و بعضى گفتهاند كه : اگر مقصود از ظهار ، اضرار زوجه باشد ، واقع نمىشود . « 2 » و اقوى واقع شدن ظهار است ، اگر معلّق به شرطى كرد ؛
و اگر معلّق به مشيت خداى تعالى كرد ، واقع نمىشود .
و شيخ فرمودهاند كه : « اگر براى آن مدّت قرار داد كه تا يك ماه ديگر مثلا ، باطل است » . « 3 »
( فائده )
اگر گفت : « أنت طالق كظهر أمّي » ، طلاق واقع مىشود نه ظهار ؛ اگر از لفظ « ظهر أمّي » ، تأكيد [ را ] اراده كرده باشد ؛
و اگر قصد ظهار هم كرد ، واقع مىشود ظهار ؛ اگر طلاق ، رجعى باشد .
و اگر گفت : « أنت حرام كظهر امّي » ، ظهار واقع مىشود ؛ اگر قصد ظهار ، كرده [ باشد ] .
( عائده )
اگر دو زن داشت و يكى [ از آنان ] را ظهار كرد و معلّق كرد بر ظهار ديگرى ، پس دومى را [ هم ] ظهار كرد ، هر دو واقع مىشود .
و اگر ظهار كرد به شرطى كه فلانه اجنبيه « 4 » را ، يا اجنبيهء مطلقى « 5 » را ظهار كند ؛ اگر مقصود از ظهار اجنبيه محض ، نطق [ كردن ] به صيغهء ظهار ، است ، واقع مىشود اگر نطق
هامش
( 1 ) . شيخ طوسى در المبسوط ، ج 5 ، ص 149 و قاضى ابن برّاج در المهذّب ، ج 2 ، ص 298 قائل به اين قول هستند .
( 2 ) . منظور شيخ طوسى در النهاية ( ص 526 ) مىباشد .
( 3 ) . نك : المبسوط ، ج 5 ، ص 156 .
( 4 ) . زن بيگانه .
( 5 ) . زن بيگانهء مطلقى را بدون ذكر خصوصيتى خاص .