تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
كرد ؛ و اگر مقصود ظهار شرعى است ، واقع نمىشود . و اگر ظهار كرد زن خود را معلّق بر ظهار فلانه بىآن‌كه قيد اجنبيه كند و بعد از آن ، اجنبيه را تزويج كرد ، و ظهار كرد ، هر دو ظهار ،
] 131 / B [
واقع مىشود .

( ركن ) دوم : [ در ] مظاهر است ؛

و شرط است [ كه مظاهر ] : [ الف ] : بالغ ؛ [ ب ] : عاقل ؛ [ ج ] : مختار ؛ [ د ] : قاصد باشد ؛ پس اگر به خلع قصد طلاق نمود ، واقع نمىشود . و ظهار ذمّى و بنده و خصىّ و مجبوب - اگر گفتيم [ - قائل شديم در مجبوب ] به ظهار ، غير وطى ، مثل لمس هم حرام مىشود - ، صحيح است .

( ركن ) سوم : مظاهر منها است ؛

و شرط است [ كه زن ] ، منكوحهء به عقد باشد ؛ پس اگر معلّق كرد ظهار را بر نكاح او ، واقع نمىشود . و بايد طاهر باشد از حيض و نفاس و در آن طهر با او مواقعه نكرده باشد ، و اين در وقتى است كه زوج ، حاضر باشد و زوجه ، از اهل حيض باشد ؛ و اگر غايب باشد به غيبتى كه با آن طلاق صحيح است ، يا حاضر باشد و زوجه آيسه يا صغيره باشد ، صحيح است . و در شرط بودن دخول ، دو قول است ؛ « 1 » و به قول كسى كه شرط مىداند [ دخول را ] ، دخول در دبر كافى است . و اقوى واقع شدن ظهار است به مستمتعه و كنيز موطوئه . و واقع مىشود به رتقاء - كه زنى است كه رتق دارد ؛ يعنى فرجش بسته است - و به مريضه و صغيره و ديوانه .
هامش
( 1 ) . نك : غاية المراد ، ج 3 ، ص 274 - 275 .