و اگر زوجه رجوع كرد در بذل ، و زوج ندانست ، تا [ اين كه زمان ] عدّه گذشت ، اقوى صحّت رجوع او است و زوج نمىتواند رجوع كند . « 1 »
[ مسئلهء ] ( دوم ) : وقتى صحيح است از براى زوجه رجوع ، كه زوج بتواند در بضع رجوع كند ؛ و بى اين كه زوجه رجوع كند در بذل ، زوج نمىتواند رجوع كند .
[ مسئلهء ] ( سوم ) : اگر زوج در خلع ، شرط رجوع كرد ، صحيح نيست ؛
و اگر اكراه كرد زوجه را بر فديه ، صحيح نيست و طلاق [ از نوع ] رجعى مىشود ؛ اگر بعد از خلع ، طلاق گفته باشد .
[ مسئلهء ] ( چهارم ) : اگر زوجه گفت : « سه دفعه مرا طلاق بده در عوض هزار درهم » ؛ اگر سه طلاق بىفاصلهء رجوع قصد كرده [ است ] ، صحيح نيست ، اگرچه زوج سه دفعه « 2 » بگويد : « أنت طالق » ؛
و اگر سه طلاق به فاصلهء دو رجوع قصد كرده [ است ] و زوج هم [ چنين ] كرد ، مستحقّ هزار درهم است .
و اگر يك دفعه طلاق داد ، ثلث آن را مىگيرد [ بنا ] به قولى . « 3 »
[ مسئلهء ] ( پنجم ) : اگر به شوهرش گفت : « يك مرتبه مرا طلاق بده به هزار درهم » ، و او سه دفعه طلاقش داد بىفاصلهء رجوع ، هزار درهم را مىگيرد ، اگر عوض طلاق اوّل ، حساب كرده باشد ؛
و اگر در عوض طلاق دوم يا سوم حساب كرده باشد ، نمىگيرد ؛ بلكه طلاق هم رجعى واقع مىشود ؛
و اگر هزار درهم را در مقابل تمام آن سه طلاق حساب كرده بود ، به سبب طلاق او مستحقّ ثلث است .
[ مسئلهء ] ( ششم ) : اگر [ زن ] وكيلى در خلع گرفت ، خلع نكند به زيادهء بر مهر المثل .
و اگر زوج ، وكيلى گرفت خلع نكند به كمتر از مهر المثل ؛ پس اگر وكيل زوجه
هامش
( 1 ) . نك : غاية المراد ، ج 3 ، ص 259 - 261 .
( 2 ) . عبارت در نسخه چنين بود : « سه دفعه زوج . . . » .
( 3 ) . نك : المبسوط ، ج 4 ، ص 352 ، 353 - 354 .