تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة مقدمه 49

مساهمون:

صمقدمه ٤٩
تهامى « 1 » كرده مىفرمايد :
طبعت على كدر و أنت ترومها * صفوا عن الأكدار و الأقدار « 2 »
يكى از بنى اعمامش تاريخ وفاتش را چنين گفته است :
« آه كاندر دين احمد رخنه‌اى آمد پديد »
اديب خطيب را قطعه‌اى در مرثيهء او است ، از آن جمله گويد :
اسلام را پديد شدى ثلمه‌اى عجب * درهم شكست قائمهء شرع زين سبب شد رايتى ز شرع نگون كز « 3 » تزلزلش * ركن الهدى تهدّم و السّقف قد خرب آن عندليب گلشن دين از چه شد خموش ؟ ! * وان نكته‌سنج شرع نبى از چه بست لب ؟ ! افسون زان غياث زمين ، ملجأ زمان * صد حيف زان ملاذ عجم ، ملجأ عرب آن آفتاب شرع چه « 4 » شد از نظر نهان * شد روز اهل دين ز غمش تيره همچه « 5 » شب تاريخ اين مصيبت جانسوز گفت : آه * اسلام را پديد شدى ثلمه‌اى عجب
هامش
( 1 ) . مراد از « تهامى » ، أبو الحسن علىّ بن محمّد تهامى ( ف : 416 ه . ق ) است كه خود از أهل « تهامه » بود و يك چند در عراق و شام به سر برد و چون به جاسوسى حكومت فاطميان به مصر رفته بود او را در آنجا شناخته به زندان افكندند و در همان زندان در قاهره به قتل رسيد . ( 2 ) . از چكامهء بلندآوازهء اوست در سوگ فرزندش به آغازهء :حكم المنيّة في البريّة جار * ما هذه الدّنيا بدار قرارو همين چكامه است كه نام تهامى را بلند گردانيده است . ( 3 ) . در دستنوشت : كاز . ( 4 ) . چنين است در دستنوشت : كاربردهاى « چه » به جاى « چو » در متون صفوى و قاجارى اندك‌شمار نيستند . ( 5 ) . همان .
إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة مقدمه 49 | العلامة الحلي / نعمتى / شيخ مهدى نجفى اصفهانى / مهدي المهريزي - محمد حسين الدرايتي