سهم امام در اغلب منحصر به وى بود و بر همهء همگنان « 1 » ، حتّى بر برادر بزرگش ، مقدّم شد . اجتماع مردم اصفهان در نماز و منبرش كه هر روز پنجشنبه را وعظ مىفرمود محيّر العقول مىنمود . روى سپيد مشوب به حمرت داشت . و در سكون و حركت با تودئه « 2 » و وقار بود . پدرش ، حاج شيخ محمّد باقر ، هم از اركان دين و زعماى مسلمين بود و در اجراى حدود و تدمير ملاحدهء بابيّه سعى بليغ داشت و در اواخر عمر استشعار قرب أجل نموده بود از امرى كه در مقبرهء مرحوم والدش فهميده بود از نور و به عتبات مسافرت فرمود و در نجف وفات يافت و در مقبرهء جدّ امّى خويش ، علّامهء شهير ، شيخ جعفر « 3 » قدّس سرّه ، مدفون گشت . وى پسر صاحب التّحقيقات العجيبة و التّدقيقات الرّشيقه ، البحر المتدفّق ، صاحب حاشية المعالم « 4 » بود . وى به مصاهرت شيخ جعفر مفتخر شد و اين پسر از دختر شيخ متولّد شد .
والدهء مرحوم والد دختر علّامهء جليل الشّأن سيّد صدر الدّين عاملى بود . فى الجمله ، تولّد مرحوم والد در اصفهان در ماه ربيع الاوّل يا ربيع الثّانى « 5 » سال هزار و دويست و هفتاد و يك هجرى بود . چند سال در اصفهان به تحصيل اشتغال داشت و در اوائل بلوغ به عتبات عاليات مسافرت فرمود و يك چندى اشتغال به تحصيل داشت ؛ سپس مراجعت نمود و متأهّل گرديد . باز به همان أماكن مقدّسه سفر فرمود و مشغول به تحصيل گرديد . پس از تكميل بازگرديد و اين در أواخر عمر والدش بود . كارهاى والد از
هامش
( 1 ) . چنين است در دستنوشت .
كثيرى از متأخّران « همگنان » را به معناى « أقران » به كار بردهاند ؛ ليك در متون كهن به معناى « همگان » به كار مىرفته و گويا معنايى جز اين نداشته است .
نيز نك : ترجمهء كليله و دمنه ، به تصحيح و توضيح مجتبى مينوى ، چ : 21 ، ص 35 .
( 2 ) . در دستنوشت : تودءه .
( 3 ) . مراد ، شيخ جعفر كبير كاشف الغطاء است .
( 4 ) . مراد از حاشية المعالم « هداية المسترشدين » است .
( 5 ) . چنين است در دستنوشت :
گفته مىشود كه در زبان عربى « ثانى » هنگامى به كار مىرود كه « ثالث » و « رابع » در كار باشد ، و گرنه در مورد آنچه سوم ندارد ، « أخر » بايد گفت . بر اين بنياد ، ربيع الأخر درست است ، نه ربيع الثّانى ؛ زيرا ربيع سومى در كار نيست همچنين جمادى الأخره بايد گفت ، نه جمادى الثّانية .
نك : نظرات في أخطاء المنشئين ، محمّد جعفر الكرباسيّ ، النّجف الأشرف : 1403 ه . ق ، ج 1 ، ص 44 .