تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
[ مسئلهء ] ( نهم ) : اگر گفت : « نيست از براى او نزد من ده درهم الّا يك درهم » ، يك درهم بر او لازم است . و اگر گفت : « له علىّ عشرة إلّا درهما » - به نصب درهم - ، مقرّ نيست . [
38 / A
مسئلهء ] ( دهم ) : اگر مكرّر كرد استثنا را در اقرار ؛ اگر تكرار به حرف عطف بود ؛ يا به حرف عطف نبود ؛ ولى استثناى دوم مساوى بود با استثناى اوّل يا زيادهء بر آن بود ، هر دو استثنا به مستثنى منه راجع مىشود و حكم مىشود بر آن به آن قدرى كه بعد از استثنا مىنمايد . و اگر استثنا به حرف نبود و استثناى دوم كمتر از استثناى اوّل بود ، استثناى دوم به استثناى اوّل راجع مىشود و تحت اقرار ، داخل مىشود ، پس اگر گفت : « از براى او است بر من ده درهم الّا نه ، الّا هشت تا الّا يك » ، پنج درهم لازم مىشود . [ مسئلهء ] ( يازدهم ) : اگر گفت : « اين خانه از فلان [ كس ] است و اتاق او از [ آن ] من است » ، يا « اين خانه سواى اتاق ، از [ آن ] فلان [ كس ] است » صحيح است . [ مسئلهء ] ( دوازدهم ) : استثنا كردن از جنس مستثنى منه ، حقيقت است و از غير آن ، مجاز است ؛ پس اگر گفت : « از براى او است بر من هزار الّا يك درهم » ، جميع درهم است ؛ ولى اگر مدعى شد كه مقصود او هزار دراهم نبود ، رجوع مىشود به او در تفسير هزار و قبول مىشود از او ؛ اگر بعد از استثنا چيزى باقى بماند . [ مسئلهء ] ( سيزدهم ) : اگر گفت : « بر من است هزار درهم مگر يك جامه » ، مطالبه مىشود از او كه قيمت جامه را معيّن نمايد و از مستثنى منه كم مىشود . و اگر به قيمت مستثنى منه معيّن كرد كه چيزى باقى نماند ، مسموع نيست و مطالبه مىشود به چيزى كه محتمل باشد . [ مسئلهء ] ( چهاردهم ) : اگر گفت : « بر من است هزار تا مگر چيزى » ، در تفسير هر دو رجوع به او مىشود و قبول مىشود اگر مستغرق نشود . و اگر به دو جمله ، اقرار كرد و استثنا ذكر نمود استثنا به آخرى مىخورد ؛ مگر آن كه قصد هر دو [ را ] كرده باشد مثل اين كه بگويد : « بر من است يك من گندم و يك من جو ، مگر نيم من » . [ مسئلهء ] ( پانزدهم ) : اگر گفت : « از براى او است يك درهم و يك درهم مگر يك درهم » ، استثنا باطل است ؛ اگر استثنا را به هر دو رجوع داده باشد ؛ و استثناى مستوعب مستثنى منه ، باطل است .