داشتن رهن را .
[ مسئلهء ] ( پانزدهم ) : اگر غيرمملوك را به اذن مالك [ به ] رهن گذارد ، صحيح است ؛ و قيمت آن را براى مالك ، ضامن است و در اين صورت اگر به بيشتر از آن قيمت فروخته شد مالك ، حقّ طلب آن زياده را دارد .
[ مسئلهء ] ( شانزدهم ) : اگر راهن در رهن ، درخت نشانيد جبر مىشود بر ازالهء آن .
[ مسئلهء ] ( هفدهم ) : اگر رهن گذارد آنچه [ را كه ] ممزوج است رهن به غير رهن مثل يك چيدن خيار و زمان دين ، متأخّر از چيدن اوّل باشد ، صحيح است ؛ و مرتهن ، شريك است اگر مرهون ، متميّز از غير نشد .
[ مسئلهء ( هجدهم ) ] : حق الجناية مقدّم است بر حقّ الرهن ؛ كه اگر بندهء رهن كه [ در ] رهن بود جنايتى وارد كرد ، حقّ مجني عليه به او تعلّق مىگيرد ؛
] 47 / A [
و اگر جنايتى [ به ] خطا وارد [ كرد حقّ ] ، ساقط [ است و ] مولا مخيّر است ميان آنچه از عبد مقابل جنايت است و ميان دادن فديه [ كه ] اگر فديه را داد ، عبد به رهنيّت باقى است . و اگر بنده را تسليم جانى نمود ، زياده بر مقابل جنايت رهن است ، اگر بعضى از مقابل جنايت بوده ؛ و اگر تمام آن مقابل بوده ، رهن باطل مىشود .
[ مسئلهء ] ( نوزدهم ) : اگر بندهء مرهون ، جنايت [ به ] مولا [ ى ] خود رسانيد ؛ اگر عمدى است ، از او قصاص مىكند و به رهنيت ، باقى است ؛ و اگر به خطا بوده ، از رهنيت خارج نمىشود . و اگر مولا را كشته ؛ اگر عمدا بوده ، كشته مىشود ؛ و اگر جنايت [ ى ] وارد آورد به كسى كه مولا از آن كس ارث مىبرد ؛ اگر عمدا بوده ، از او قصاص مىشود و اگر [ به ] خطا بوده ، فديه داده مىشود .
[ مسئلهء ] ( بيستم ) : اگر مرتهن مال مرهون را تلف كرد يا در آن تصرّفى كرد كه از قيمت آن كاسته شد ، قيمت و ارش از او گرفته مىشود ، و به عنوان رهن در دست او باقى گذارده مىشود .
[ مسئلهء ] ( بيست و يكم ) : عصيرى كه به رهن گذارده شده باشد و [ تبديل به ] شراب شود ، از رهنيت خارج مىشود ؛ و اگر بعد از آن كه شراب شد ، برگشت و سركه شد ، رهنيت [ نيز ] عود مىكند .
[ مسئلهء ] ( بيست و دوم ) : اگر حبّهاى را رهن گذارد و مرتهن آن را كشت نمود ، زرع