و مستحقّ جزيه ، مجاهدانند « 1 » .
[ مسائل ]
( مسئلهء ) [ اوّل ] : اگر اهل ذمّه احداث كردند كنيسه يا بيعه در بلاد اسلام ، ازالهاش لازم است ؛ و از براى آنان است نو كردن كنيسه و بيعه ، كه پيش از فتح بوده ؛ و تجديد كردن كنيسه و بيعه ، در زمين خودشان .
( مسئلهء ) [ دوم ] : جايز نيست براى ذمّى ، اين كه بناى خودش را بالاى بناى مسلم [ بنا ] بكند ؛ ولى اگر از مسلمى خريد ، در حالى كه بالاى بر عمارت مسلمى بود به حال خود ، واگذارده مىشود ؛ ولى اگر خراب شد ، بالا بردن به مثل اوّل ، جايز نيست .
[ مسئلهء سوم ] : و جايز نيست براى آنان ، داخل شدن در مساجد ، هرچند اذن داده شوند در دخول ؛ و جايز نيست براى آنان ، توطّن در حجاز .
[ مسئلهء چهارم ] : و اگر منتقل شد ذمّى به دينى كه باقى بر آن دين گذارده نمىشود ، و جزيه از او قبول نمىشود - مثل يهودى كه بتپرست شد - ، از او قبول نمىشود جز اسلام يا كشتن ؛ و همچنين است اگر از اين دين عود كرد به دينى كه باقى بر آن گذارده مىشود - همچون « 2 » يهودى [ كه ] بتپرست شد [ و ] بعد برگشت به يهوديت - ؛ يا آن كه از اوّل منتقل شد به دينى ، كه باقى گذارده
] 65 / A [
شود بر آن دين ، بنابر قولى . « 3 »
[ مسئلهء پنجم ] : و اگر چيزى كه نزد آنان جايز است به جا آوردند ، متعرّض آنان نشوند ، مگر آن كه تجاهر كنند به آن كه به مقتضى شرع اسلام با آنان معمول مىشود .
[ مسئلهء ششم ] : و اگر كارى كردند كه نزد آنان و نزد ما هر دو ، حرام است ، حاكم مخيّر است در حكم بر آنان بر متقضى شرع اسلام ، و ارجاع آنان به حاكم خودشان .
مطلب دوم : در احكام خوارج است
هركه خروج كند بر امام عادل ، واجب است قتال او ، بر كسى كه امام او را معيّن
هامش
( 1 ) . در نسخه « مجاهدونند » بدل « مجاهدانند » بود .
( 2 ) . در نسخه « چون » بدل « همچون » است .
( 3 ) . براى اطلاع از تفصيل دو قول در مسئله ، نك : غاية المراد ، ج 1 ، ص 499 - 501 .