[ ز ] مرد بودن ؛ چه بر زن واجب نيست و ؛
[ ح ] مسافر نبودن و ؛
[ ط ] سالم بودن از كورى و لنگى و ناخوشى و پيرى كه زمينگير باشد و ؛
[ ى ] ما بين او و نماز جمعه ، زياده بر دو فرسخ نباشد ؛ ولى اگر زايد باشد و باز حاضر شد ، واجب مىشود بر او نماز جمعه ، و منعقد هم مىشود .
و شرط است در نايب امام اين كه :
[ الف ] بالغ باشد و ؛
[ ب ] عاقل و ؛
[ ج ] مؤمن باشد و ؛
[ د ] عادل باشد و ؛
[ ه ] ولد حرام نباشد و ؛
[ و ] مرد باشد .
و امّا شرط بودن آزادى ، و سلامتى از [ بيمارى ] پيسى و خوره و كورى ، محلّ خلاف است . « 1 »
و همچنين در مستحبّ بودن نماز جمعه در حال غيبت [ امام معصوم ] ، و ممكن بودن جمع شدن شرايط مذكوره يا مستحبّ نبودن ، دو قول است . « 2 »
و اگر كسى واجب شد بر او نماز جمعه و او نماز ظهر را خواند ، نماز جمعه از او ساقط نمىشود ؛ بلكه سعى كند كه به نماز جمعه برسد ؛ كه اگر رسيد ، نماز جمعه را بخواند و اگر نرسيد ، نماز ظهرش را دو دفعه به جا آورد .
و درك مىشود نماز جمعه به درك [ كردن نمازگزار ] امام را در وقتى كه در ركوع ركعت دوم باشد .
و اگر در حال نماز ، عدد [ جماعت ] جمعه كه چهار نفر باشد از هم پاشيده شد ، نماز جمعه را تمام كند ؛
و اگر پيش از نماز متفرّق شدند ، ساقط مىشود .
هامش
( 1 ) . نك : غاية المراد ، ج 1 ، ص 161 - 162 .
( 2 ) . همان ، ص 163 - 166 .