است و كف دست يكى از آنها ظرفيّت نگهدارى دو قبيلهء بزرگ قريش ربيعه و مضرّ است . رحمت و مهربانى از آنها بر داشته شده يكى از آنها هفتاد هزار نفر از دوزخيان را بلند مىكند و هر كجا از جهنّم بخواهد مياندازد .
و گفته شده معناى آن اينست كه بر در كه و طبقهء زيرين دوزخ نوزده فرشته خزينه دار و پاسبانست و براى آتش و دركات ديگر پاسبانهاى ديگرى است .
و گفتهاند : تخصيص بعدد نوزده براى اينست كه توافق با اخبار پيامبرانى كه قبلا خبر دادند و يا در كتب پيشين نوشته شده و در اين مصلحتى براى مكلّفين بوده باشد .
و بعضى از مفسّرين در تفسير اين عدد گفتهاند . كه عدد نوزده ( 19 ) جمع مىكند بيشتر و اكثر عددهاى قليل و كم را كه از يك تا نه ( 9 ) باشد و كمتر عددهاى زياد را كه ده ( 10 ) باشد زيرا عدد آحاد يكىها و عشرات . دهها مآت ، صدها و الوف هزارهاست و كمترين دهها ده و بيشتر يكىها نه ( 9 ) مىباشد ( و نوزده ( 19 ) جامع ده و نه است ) « 1 » مفسّرين گفتند وقتى اين
هامش
( 1 ) ابو على طبرسى مؤلّف گويد : براى من مباحثه و گفتگويى با يكى ملحد و لجوجى اتّفاق افتاد در عدد نوزده و گفتم براى اسكات او ذكر عدد در هر موضع براى تخصيص نيست بلكه براى مبالغه است چنانچه گفته مىشود تو را هزار مرتبه ديدن كردم و تو باز ديدن من نيامدى . گفت اين مثال براى عدد زياد است . گفتم زياد در هر جا بحسب آنجاست . پنج نفر مأمور ، و پاسبان در زندان زياد است و كافيست براى جلوگيرى از زندانيها و پادشاهان با زياد ارتش و سربازى كه دارند در زندان پاسبان ميگمارند گفت فرض كرديم ما عدد ( 19 ) براى مبالغه كافيست پس چرا اين عدد را اختيار كرد و عدد ديگر را نياورد . گفتم براى رعايت رؤس آيات كه راء باشد و آن مقتضى