حالا بعد حال يك مرتبه مانند مهل و يك بار مثل دهان يعنى مرهم .
ابن مسعود گويد : لتركبنّ يا محمّد طبقا عن طبق و مجاهد گويد : امرا بعد امر و حسن گويد : حالا عن حال و منزلا عن منزل . ابو عبيده گويد لتركبنّ سنة كسى كه قبل از شما بود .
ابو على گويد : كسى كه باء را فتحه داد . اراده كرده پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را و كسى كه ضمّه داده باء را اراده كرده پيامبر ( ص ) و غير او را . و ضمّه به معناى مفتوحه ميآيد . و تفسير كردهاند طبقا عن طبق را به حال بعد حال و مثل آنچه تفسير كردهاند از اينكه معناى « عن » معناى بعد است قول اعشى مىباشد .
ساد و الفى رهطه سادة * و كابرا سادوك عن كابر
آقايى كرد و خويشان او با سيادت و آقايى الفت داشتند و بزرگى بر تو سيادت كردند بعد از بزرگى مقصودش كابرا بعد كابر است پس عن متعلّق به سادوك . و متعلّق بكابر نيست و اين را در قول نابغه بيان كردهاند :
بقيّة قدر من قدور تورثت * لآل الجلاح كابرا بعد كابر
باقيمانده ديكى از ديكهايى كه بميراث رسيد . براى خاندان جلاح ( نعمان ) بزرگى بعد از بزرگى . در اين دو بيت مدح نموده نعمان را به ميهمان دوستى در ديكها و ظرفهايى كه از پدرانش به او ارث رسيده بود . و گفتند بعد از تب عرق كرد .
شرح لغات :
الانشقاق : يعنى افتراق و جدايى كشيدگى از بستگى پس هر انشقاق و شكافى افتراق و پراكندگى است ولى هر افتراقى . انشقاق نيست .