اينست كه درى براى كفّار بسوى بهشت باز مىشود . و به آنها گفته مىشود ، از اين در بيرون رويد . پس كفّار سعى ميكنند تا خود را به آن برسانند و چون رسانيدند در برويشان بسته مىشود و از سمت ديگر باز مىشود پس به طرف آن ميروند و چون به آن نزديك ميشوند آن نيز برويشان بسته مىشود و همين طور آنها را مأمورين دوزخ دست مىاندازند . پس مؤمنين بايشان ميخندند .
و بعضى گفتهاند : ميخندند از دست كفّار وقتى كه آنها را در آتش ميبينند و خود را در نعمتهاى بى پايان بهشتى ، و بگفته بعضى ديگر : جهت خنده اهل بهشت از اهل آتش اينست كه ايشان چون دشمنان خدا و دشمنان آنان بودند . خداوند سبحان قرار داد براى مؤمنين سرور و خوشحالى در عذاب ايشان و اگر عفو و بخشش بر ايشان ميشد و ميبود جايز نبود كه سرورى براى مؤمنين قرار دهد . براى اينكه آن سرور متضمّن عداوت و دشمنى است و حال آنكه به سبب عفو عذاب بر طرف شود . و بزوال عذاب سرور مؤمنين هم زائل گردد .
( عَلَى الْأَرائِكِ يَنْظُرُونَ )
يعنى مؤمنين بر پشتىها و مخطّهها تكيه داده و عذاب كفّار را نگاه ميكنند سپس خداوند سبحان فرمود :
( هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ ما كانُوا يَفْعَلُونَ )
يعنى آيا كفّار را پاداش دادهاند هر گاه اين عمل را با آنها بكنند . اين آنست كه ياد نمود بر آنچه كه ميكردند آن را از روى مسخره و استهزاء بمؤمنان در دار دنيا و آن استفهام است كه به آن تقرير اراده مىشود . و ثوّب بمعنى اثيب . ثواب داده شده است .
و بعضى گفتهاند : معنايش متّصل بما قبل آن است . و تقديرش اينست انّ الذّين آمنوا ينظرون هل جوزى الكفّار باعمالهم . آنهايى كه ايمان آوردند نگاه ميكنند كه آيا به كفّار پاداش كردارشان داده مىشود و جمله متعلّق بينظرون