( وَ إِذَا الْبِحارُ فُجِّرَتْ )
قتاده و جبائى گويند آن گاه كه بعضى از درياها به بعضى ديگر باز ميشوند . شيرينش در شور و شورش در آب شيرين . پس همه يك دريا شود . و بگفته حسن : يعنى آب درياها بخشكد و تمام شود .
( وَ إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ )
آن گاه كه قبرها شكافته و زير و زبر شود . يعنى خاكش وارونه و مردگانى كه در آن هستند زنده برانگيخته شوند . و بگفته ابن عبّاس و مقاتل : يعنى خاك از روى مردگان كنار رود . پس از آن بيرون آيند در موقع بعث و روز قيامت . « 2 »
( عَلِمَتْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ )
بداند هر نفسى آنچه جلو فرستاده و آنچه مؤخّر داشته . و اين مانند قول خداى سبحانست .
يُنَبَّؤُا الْإِنْسانُ - يَوْمَئِذٍ بِما قَدَّمَ وَ أَخَّرَ
. خبر ميدهد انسان را در اين روز به آنچه مقدّم و يا مؤخّر داشته است و ذكر آن گذشت .
عبد اللَّه بن مسعود گويد : آنچه از خير مقدّم دارد و از شرّ و آنچه مؤخّر دارد از سنّت نيكويى كه بعد از آن مورد عمل قرار گيرد پس براى او اجر و پاداش
هامش
( از بين نميروند و شكافته نميشوند . و لكن حقّ اينست كه كرات آسمانى مانند كرات خاكى و زمينى در معرض زوال و از بين رفتن هستند و خورشيد و ماه روشنايى و نورشان از بين ميرود و آنها مانند ساير ابر اجسام ميميرند چنانچه خداى تعالى خبر داده است پس در هر روز دست فعّال خدا در كار است .
( 2 ) بعثرت القبور : كنايه از زنده شدن مردگانست . چون معهود در ذهن اينست كه مرده در قبر است پس از اين ملزوم ذهن منتقل بلازمش مىشود مانند مثال زيد كثير الرّماد . زيد خاكسترش زياد است . زيرا از اين جود و كرم زيد فهميده مىشود گر چه خاكستر هم نداشته باشد و همين طور در اينجا زنده شدن فهميده مىشود گر چه مرده در قبر نباشد در دريا غرق شده و يا طعمه درنده گان صحرا و پرندگان شده و يا در حريق سوخته و ذغال شده باشد . ( مترجم )