تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧

شرح لغات :

الانفطار : و الانشقاق : و الانصداد : مانند و مرادف در معنى يعنى شكافتن و پاره شدن است . الانتثار : ريختن چيز است در جهات مختلف . التّفجير : سوراخ شدن و پاره شدن بعضى از جاهاى آب است بر بعضى ديگر بنا بر تكثير و زيادى و از آنست فجور . براى سوراخ شدن و جارى شدن صاحبش به بيرون رفتن بسوى بسيارى از گناهان . و از آنست فجر براى شكافته شدن آن بروشنايى و بعثرت الحوض بعثرته آن گه كه زير و زبر شود و بعثره و بحثره وارونه و پشت و رو كردن چيز است . و الغرور : ظاهر كردن امريست كه از روى جهل و نادانى توهّم و خيال شده است ميگويند غره غرورا . و اغتره اغترارا حارث بن حلزه گويد :
لم يغرّوكم غرورا و لكن * رفع الآل جمعهم و الضّحاء
اين بيت از سبعه معلّقه است . گويد : نيامد شما را ناگهان بلكه شما ايشان را در موقع ظهر و روشنايى روز ميديديد و آل به معناى سراب است ، و سراب و آب نما در موقع بلند شدن روز به نظر ميآيد .
هامش
( سرخيكى را باز كرد پس مرد به او گفت نگاه دار تا خيك ديگر را به بينم بهتر است پس سر آن مشك باز را در دست گرفت پس آن مرد مشك ديگر را گشود و بزن گفت سر اين را هم نگهدار بدستت پس چون هر دو دست آن زن به آن دو مشك روغن بند شد پس آن مرد از اين فرصت سوء استفاده نموده عازم شد با آن زن مشغول كار شود پس آمد پشت سر زن در حالى كه زن منحنى و دولا و هر دو دستش مشغول به مشكها بود پس پيراهن آن را از عقب بالا زده و كار او را ساخت و چون شهوت خود را آن طور كه ميخواست اعمال كرد سپس مسلمان شده و توبه نمود و او همان مرديست كه - پيغمبر ( ص ) به او فرمود يا خوات خريد تو چگونه بود و تبسّم فرمود ( و خوات اسم آن مرد است ) . ( مترجم )