و جاودانى در آتش نيست . و لكن ياد كردهاند كه يك حقب هفتاد هزار سال است و هر روز از اين سالها هزار سال دنيوى است .
4 - اينكه مجاز آيه . توقّف و مكث ميكنند در آن دوزخ حقبهايى كه نميچشند در اين حقبها نه خنكى و نه نوشيدنى را مگر ( حميم و غّساق ) آن گاه مكث ميكنند در آن كه جز حميم و غسّاق چيز ديگرى از اقسام عذاب را نميچشند پس اين وقت گذارى انواع عذاب و شكنجه است نه براى توقّفشان در آتش و اين بهترين قولها ميباشند .
5 - خالد بن مهران گويد : بدرستى كه مقصود به آن اهل توحيد است و نافع از ابن عمر از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه فرمود بيرون نميآيد از آتش كسى كه داخل آن شد تا حقبهايى در آن توقّف كند . و حقب شصت و هفت سال و سال سيصد و شصت روز و هر روز هزار سال از سالهايى است كه حساب آن را داريد . پس هيچكس اميد ندارد كه از آتش بيرون آيد و عياشى باسنادش از حمران روايت كرده كه گفت پرسيدم از حضرت ابا جعفر ( امام محمّد باقر ) عليه السّلام از اين آيه . پس گفت اين آيه در باره آن كسانى است كه از آتش خارج ميشوند و از احول ( ابو جعفر مؤمن طاق ) هم مثل اين روايت شده . و قول خدا :
( لا يَذُوقُونَ فِيها بَرْداً وَ لا شَراباً )
ابن عبّاس گويد : مقصود خواب و آب است . ابو عبيده گويد : برد در اينجا نوم است . و انشاد كرد . فيصدّنى عنها و عن قبلاتها البرد .
يعنى خواب پس مانع شد مرا از او و بوسيدن و در برگرفتن او ( يعنى معشوقه و محبوبه او ) مقاتل گفته : در دوزخ نميچشند خنكى و سردى كه از