حرارت و سوزش آتش ايشان را فايدهاى دهد و نه آبى كه از عطش و تشنگى - سودى بخشد .
( إِلَّا حَمِيماً )
و آن آب داغ پر سوزش و حرارت است .
( وَ غَسَّاقاً )
و آن چرك و خون اهل آتش است .
( جَزاءً وِفاقاً )
مقاتل گويد : يعنى موافق عذاب آتش شرك است به جهت اينكه هر دوى آنها بزرگ است . زيرا گناهى بزرگتر از شرك نيست و عذابى سختتر از آتش نيست . زجاج گويد : پاداش ميشوند پاداشى كه موافق اعمالشان باشد . و آن از ابن عبّاس و قتاده و مجاهد روايت شده و وفاق بر مقدار جريان دارد . پس جزاء و پاداش ( كيفر كردار ) موافق است براى اينكه آن بر مقدار در استحقاق اعمال جريان دارد .
( إِنَّهُمْ كانُوا لا يَرْجُونَ حِساباً )
حسن و قتاده گويند : يعنى ما اين عذاب را در باره گروه كفّار نموديم براى اينكه ايشان ترس از حساب نداشتند . يعنى ايمان به بعث و حساب نداشتند . ابى مسلم گويد : خوف پاداش اعمال و كيفر كردار نداشتند و گمان نميكردند كه براى ايشان حسابى باشد .
هذلى گويد : رجاء در اينجا بمعنى خوف و ترس است .
اذا لسعته النحل لم يرج لسعها * و خالفها فى بيت نوب عواسل
وقتى كه مگس و زنبور عسل گزيد ترسى نيست مر گزيدن او را و در كندو عسلهايى بجا خواهد گذاشت .
شاهد در اين بيت : كلمه لم يرج است ، كه بمعنى خوف و ترس آمده است .
( وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا )
يعنى تكذيب كردند به آنچه را كه انبياء آوردند .