حبّ و دانه هر چيزى است كه در بردارد شاخه و ساقه زراعتى كه آن را درو ميكنند و ميچينند . و نبات چراگاهيست از علف و محلّ زراعت و مثل آن . پس خداى سبحان جمع نموده ميان آنچه از زمين ميرويد از آنچه دانه دارد و يا ندارد .
( خود به خود سبز مىشود ) و بعضى گفتهاند : دانهاى كه مردم ميخورند و نبات گياهيست كه از زمين ميرويد و حيوانات از آن تغذيه مينمايند
( وَ جَنَّاتٍ أَلْفافاً )
يعنى باغهايى كه پيچيده بدرختان است . و تقديرش اينست كه ما بيرون ميآوريم بسبب آن درختان پيچيده بهم را . پس كلمه شجر حذف شده به جهت دلالت كلام بر او و آن را جنّت گفتهاند به جهت درخت آن را ميپوشاند ، و مستور مينمايد .
هامش
( ايشان منكر علّت هستند و ميگويند : جبر محض است و حقّ اينست كه اين اسباب مهيّا كننده موادند براى پذيرفتن صورت از خداى تعالى و براى آن فى الجمله تأثير است و ليكن مسخّر بامر خداست و براى همين بيرون آوردن را نسبت به خود داده( لِنُخْرِجَ بِهِ )آن گاه آب را با باء سببيت ذكر نمود .