مفسّرين گفتهاند : مردها امر شدهاند به اينكه در موقع طلاق و موقع رجوع دو شاهد عادل بگيرند تا زن انكار نكند رجوع بعد از انقضاء عدّه را و يا مرد انكار نكند كه من طلاق ندادهام .
و بعضى گفتهاند : يعنى شاهد بگيريد بر طلاق براى حفظ دين خودتان و اين از امامان ما عليهم السّلام روايت شده و به ظاهر هم شايستهتر است به علّت اينكه ما وقتى آن را حمل بر طلاق كرديم امرى خواهد بود كه اقتضاء وجوب مىكند و حال آنكه آن شاهدين از شرايط صحّت طلاق مىباشد .
و كسى كه گويد : اين شاهد خواستن راجع برجوع است آن را حمل بر استحباب نموده .
وَ أَقِيمُوا الشَّهادَةَ لِلَّهِ
اين خطاب بشهود و گواهانست كه آن را براى رضاى خدا و تقرّب بسوى خدا اقامه كنيد نه براى رضاى كسى كه براى او گواهى دادهايد و يا محبّت نسبت به آنكه شهادت بر عليه او داده .
( ذلِكُمْ )
اى گروه مكلّفين اين امر حقّ است .
يُوعَظُ بِهِ مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ
اندرز ميدهد كسى را كه ايمان به خدا و روز آخر آورده . يعنى مؤمنين را امر مىكند به آنكه بسبب اين حدود و مرزهاى الهى منزجر و متنفّر از باطل شوند و مؤمنين را مخصوص به وعظ فرمود براى اينكه ايشان افرادى هستند كه بهرهمند به آن ميشوند پس طاعت واجبه در آن وعظ است به اينكه در آن رغبت باستحقاق ثواب پيدا كند از تركش كه عقوبت دارد حذر نمايند و طاعت مندوبه و مستحبّ در آن وعظ است باستحقاق مدح و ثواب بر فعل آن .
و گناهان در آن وعظ و اندرز است از آن و تخويف از فعل آن به