تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
اين باره از ائمّه هدى عليهم السّلام بسيار است . پس بنا بر اين در طلاق سنّه او را ترك گويد تا سه طهر بشمرد پس وقتى سه طهر گذشت آن زن بيكطلاق از او جدا شود و وقتى او را به مهر جديدى ، ازدواج كرد نزد او خواهد بود بر دو طلاق ديگر . پس اگر طلاق دوّم داد به طلاق سنّه و او را رها نمود تا عدّهء او تمام و منقضى شد . و به او رجوع نكرد از او جدا شود دو جدايى پس اگر بار سوّم با او ازدواج كرد و او را طلاق داد بر او حلال نشود تا اينكه زوج ديگرى ( بنام محلّل ) بگيرد و اگر خواست بعد از طلاق اوّل و دوّم رجوع كند اين رجوع براى او خواهد بود . پس روشن شد كه اين طلاق نيز طلاق عدّه است مگر اينكه آنچه ما ذكر كرديم فارق ميان آنهاست .
فَإِذا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ
يعنى پس وقتى نزديك شد اجل و مدّت آنها كه خروج از عدّه است .
فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ
يعنى مراجعه كنيد به آنها به آنچه لازم است بر ايشان از نفقه و لباس و مسكن و خوش معاشرتى .
أَوْ فارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ
به اينكه آنها را واگذاريد تا از عدّه خارج شوند و از شما جدا گردند و جايز نيست كه مقصود از قول خدا
فَإِذا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ
انقضاء اجل و عدّه آنها باشد . براى اينكه شوهر بعد از سر آمدن عدّه صاحب و مالك رجوع نيست بلكه زن در آن هنگام مالك خودش مىباشد و از شوهرش جداست بيك طلاق . و براى اوست كه بهر كس كه خواست از مردان ازدواج و شوهر كند .
وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ
و گواه بگيريد دو عادل از خودتان را ،
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 97 | الشيخ الطبرسي / ستوده / شيخ محمد رازى