حسن گويد : مقصود از مساجد تمام بقعههاى زمين است زيرا تمام زمين براى پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله مسجد قرار داده شده .
سعيد بن جبير ره گويد : جنّيان بپيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله گفتند ما چگونه مسجد بيائيم و به نماز شما حاضر شويم با اينكه ما از شما دور هستيم .
هامش
( مناقب ابن شهر آشوب و ارشاد مفيد است . كه در عصر معتصم شخصى دزدى كرد . او را گرفته و در حضور معتصم عبّاسى آورده در حالى كه حضرت جواد الأئمّه عليه السّلام و علماء بزرگ اهل سنّت حاضر بودند . و دزد اقرار به سرقت خود كرد پس معتصم بعلماء گفت او را چگونه بايد حدّ زد بعضى از آنها گفتند :
بايد دست راستش از بالاى كف بريد معتصم گفت بچه دليل گفتند بدليل آيه تيمّمفَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباًچون دست در اين آيه بر كف اطلاق شده ، زيرا بايد كف دست را به خاك زد . بعضى گفتند خير بايد از آرنج بريد زيرا در آيه وضوءفَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِدست بمرفق اطلاق شده بعضى ديگر گفتند خير بايد دست را از صاعد و بازو بريد چون عرفا دست بهمهء اين عضو گفته مىشود .
بحث بالا گرفت و حضرت جواد عليه السّلام ساكت بود معتصم عرض كرد يا ابا جعفر شما چه ميفرمائيد فرمود : اينها كه گفتند . گفت شما بفرمائيد و اصرار كرد حضرت فرمود همه اينها اشتباه كردند دست دزد بايد از انگشتان بريده شود . گفت چرا فرمود . براى قول خداى تعالىأَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداًدزد مگر نبايد بعد از قطع دست نماز بخواند كف دست او بايد در سجده به زمين آيد و آن مخصوص خداست ديگرى در آن حقّى ندارد . پس معتصم انگشتان دزد را بريد . . . و اين يكى از موجبات شهادت آن حضرت گرديد . . .