شواذ حسن اتخذوا ايمانهم ، بكسر قرائت كرده .
دليل :
ابو على گويد : كسى كه خشب بضم خوانده آن را مثل بدنه و بدن و اسد و اسد ، و وثن و وثن در قول خدا
إِنْ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا إِناثاً
.
سيبويه گويد : آن قرائتيست و تثقيل فعل البته در نظير آن آمده ، اسد گويند چنان كه در جمع ثمر ثمر گفتهاند ، شاعر گويد : قدمهايى مانند شيران بر زيان شما خواهد آمد ،
يقدم اقداما * عليكم كالاسد
ابو الحسن گويد :
تحريك در خشب لغت اهل حجاز است و دليل كسى كه ( لووا را ) بتخفيف واو خوانده قول خدا
لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ
پس لىّ مصدر لوى مانند طوى ، طيّا . و تثقيل براى اين كه فعل براى جمع است پس آن مثل خدا ( مفتّحه لهم الأبواب ) و البتّه آمده در شعر ابو زيد
تلويه الخاتن * زبّ المعذر
تحريك نمودن ختنه كننده آلت طفل را براى ختنه .
و قول خدا ايمانهم بكسر بنا بر حذف مضاف است ، يعنى : اتّخذوا اظهار ايمانهم جنّه يعنى قرار دادند اظهار گروش خود را سپر بتحقيق امثال اين در آيات - قبل گذشت .
لغت :
الجنّة : سپريست كه آن را براى دفع اذيت برميدارند مانند سلاحى كه براى دفع جراحت ميگيرند و جنّه بفتح جيم باغيست كه درخت او را بپوشاند و جنّه بكسر جيم جنونست كه عقل را ستر مىكند .
الفقه : علم بچيزيست گفته مىشود فقهت الحديث افقه حديث را ميفهماند مگر اينكه اين فهم و دانش اختصاص بعلم شريعت و هر كس آن را ياد گيرد دارد ، ميگويند او فقيه است و افقهتك الشيء يعنى براى تو بيان