در يك حال . قوم نوح از طرفى غرق ميشدند و از طرف ديگر ميسوختند در آتش .
ابن انبارى در اين باره سروده :
الخلق مجتمع طورا و مفترق * و الحادثات فنون ذات اطوار
مردم طرزى گرد هم و بطورى پراكندهاند و حوادث و رويدادها اقسام و طورهاى گوناگون است .
لا تعجبنّ لاضداد اذا اجتمعت * فاللّه يجمع بين الماء و النّار
البتّه تعجّب نكن براى چيزهايى كه ضدّ يكديگرند هر گاه جمع شدند . پس خداوند تعالى ميان آب و آتش جمع مىكند شاهد اين دو بيت در جمع و تفريق مردم و اجتماع آب و آتش است « 1 » .
وَ قالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً
نوح عليه السّلام گفت پروردگارا بر روى زمين احدى از كفّار باقى مگذار . يعنى هيچكس از ايشان زنده نگذار مگر اينكه هلاكش كنى .
قتاده گويد : حضرت نوح عليه السّلام نفرين بر آنها نكرد مگر اينكه بر او نازل شد كه جز آنان كه ايمان آوردهاند ديگر هرگز كسى از قومش ايمان نياورد . و براى همين گفت .
إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبادَكَ
البتّه اگر ايشان را باقى گذارى بندگان تو را گمراه كنند يعنى اگر ايشان را رها كردى و هلاكشان نكردى به سبب تبليغات سوء و دعوت بخلاف بندگانت را از دين گمراه كنند .
هامش
( 1 ) در حديث معراج است كه پيغمبر ( ص ) فرمود در آسمان فرشتهاى ديدم نصفش از يخ و نصفش از آتش بود و دعا ميكرد و ميگفت اى خدايى كه ميان آتش و يخ را تأليف دادهاى دلهاى بندگان مؤمن را با هم الفت بده ( مترجم )