و بگفتهء برخى مگر برفتن و دور شدن از بهشت و ثواب .
بلخى گويد : نيفزود ايشان را مگر ممنوع شدن از طاعت ، و اين عقوبت ايشان بود بر كفرشان . زيرا وقتى ايشان گمراه شدند . مستحقّ محروم شدن از الطاف شدند كه دربارهء مؤمنين ميفرمود : كه از اطاعت كردن و امتثال و فرمان خدا نمودن ايشان خدا را .
و جايز نيست كه بايشان لطف و محبّت شود بسبب گمراهى ايشان از حق و ايمان براى اينكه اين در شأن خداى حكيم ( تعالى اللَّه عن ذلك ) نيست .
مِمَّا خَطِيئاتِهِمْ أُغْرِقُوا
از جهت گناهانشان غرق و هلاك شدند و ما از ممّا . زايده است و تقديرش اينست . از براى آنچه خطاها و گناهان بزرگى كه مرتكب شدند . غرق گرديدند .
فَأُدْخِلُوا ناراً
پس داخل آتش شدند بعد از اين تا در آن معذّب و كيفر شوند .
فَلَمْ يَجِدُوا لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْصاراً
يعنى هيچكس را نيافتند ، كه ايشان را از عذاب خدا منع نمايد . و جز اين نيست كه خداوند سبحان به صيغهها و الفاظ ماضى و گذشته در معناى استقبال آورده براى راستى و حتمى بودن وعده به آن « 1 » .
ضحّاك گويد : اغرقوا . غرق شدند و داخل در آتش شدند در دنيا
هامش
( 1 ) مثلإِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُكه به صيغه ماضى آمده و براى تأكيد آن فرمود : ليس لوقعتها كاذبة .