كرده است شاهد در اين بيت شواته است كه به معناى پوست و موى سر آمده است .
شوى : كناره و اطراف و ما سواى مقتل شاه رگ از هر حيوانى است .
گفته مىشود : رماه فاشواه يعنى به غير گلويش اصابت كرد .
و رمى فاصمى : يعنى بگلو و شاهرگش اصابت كرد . و الشّوى نيز مال پست و بى ارزش است .
الهلوع : حرص فراوان و جزع بسيار است .
الاشفاق : رقت قلب و نازك دلى از تحمّل چيزيست كه ميترسد از كارها و هر گاه دل سخت شد رقّت باطل و نابود مىشود .
العادى : به معناى خارج از حقّ است گفته مىشود عدا فلان هر گاه خارج شود و عدا فى مشيه : هر گاه تند رود و آن اصل معنى است .
و العادى : ظالم است بسرعت كردن بظلم .
اعراب :
ممكن است عامل در ظرف از قول خدا
يَوْمَ تَكُونُ السَّماءُ كَالْمُهْلِ
قول خدا .
يُبَصَّرُونَهُمْ
باشد و قول خدا .
يَوَدُّ الْمُجْرِمُ
. ممكن است كلام مستأنفه باشد و ممكن است كه در محلّ جرّ بدل از
تَكُونُ السَّماءُ كَالْمُهْلِ
باشد . هلوعا
إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً
و جزوعا .
إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً
. و منوعا
إِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً
. منصوب بر حاليّت است . و تقدير اينست :
خلق هلوعا ، جزوعا اذا مسّه الشّر ، منوعا ، اذا مسّه الخير .
المصلّين : منصوب بر استثناء و قول خدا
إِلَّا عَلى أَزْواجِهِمْ
است .
زجاج گويد : البتّه اين ( على ) حمل بر معنى شده و تقديرش فانّهم