دلالت كردن بر اينكه قرآن صفت كلام معتاد و معمول بين مردم نيست ، و آن شعر نيست بلكه آن صنفى از كلام و خارج از انواع سخنان معتاده و معموله است . و هر گاه دور بود از آنچه عادت بر آن جارى شده در تأليف كلام پس اين دلالتش بيشتر است بر اعجاز قرآن .
و قول خدا :
قَلِيلًا ما تُؤْمِنُونَ
. معنايش اينست كه شما باور نميكنيد كه قرآن از نزد خداست . و اراده كرده بقليل نفى ايمان كلّى آنها ، چنان كه مىگويى به كسى كه تو را ديدن نميكند قل ما تأتينا بگو نمىآيى نزد ما و قصد تو اينست كه اصلا پيش ما نمىآيى . پس معناى لا تؤمنون به و لا تتذكرون و لا تتفكّرون ايمان به آن نميآوريد و متذكّر نميشويد و فكر و انديشه نميكنيد پس بدانيد معجزه را و فرق بگذاريد ميان آن و شعر و كهانت .
تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ
بيان فرمود كه آن نازل شده از نزد خدا است بر زيان جبرئيل تا اينكه خيال نشود كه آن كلام جبرئيل است .
گر چه قرآن از لب پيغمبر است * هر كه گويد حق نگفته كافر است
وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا
اگر محمّد صلّى اللَّه عليه و آله ببندد بر ما
بَعْضَ - الْأَقاوِيلِ
يعنى دروغى بر ما نسبت دهد و چيزى كه ما نگفتيم از خود درآورده و بما نسبت دهد يعنى اگر سخنى بتكلّف و زحمت از پيش خودش بگويد .
لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ
ابن جرير گويد : يعنى از دست راستش بر طريق ذلّت و خوارى ميگيريم . چنانچه سلطانى ميگويد :
اى غلام بگير از دستش پس آن را بطور اهانت و سبكى و خوارى خواهد گرفت .
حسن و ابى مسلم گويند : يعنى هر آينه دست راستش را قطع خواهيم