تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
آدمى واقع شد در كار بزرگى كه محتاج مىشود در آن جديت و كوشش كند دامنش از ساقش بالا مىزند و جمع مىكند ، پس كشف از ساق عاريه آورده شده در محل شدّت و براى دريد بن صمه انشاد كرده .
كميش الازار خارج نصف ساقه * بعيد من الآفات طلاع انجد
زير جامه‌اش را بالا زده كه نصف ساقش بيرون است دور است از آفتها مجرّب و كار آزموده و جدّى در كارهاست ، شاهد اين بيت نصف ساقه مىباشد كه كنايه از جدّيت و كوشش است . پس تأويل آيه اين است روزى كه كار سخت شد چنانچه سخت مىشود كه محتاج مىشود كه كشف ساق كند و پايش را بيرون اندازد .
وَ يُدْعَوْنَ
إِلَى السُّجُودِ
يعنى بايشان بر طريق سرزنش و ملامت ميگويند سجده كنيد .
فَلا يَسْتَطِيعُونَ
پس توانايى ندارند ، و برخى گفته‌اند كه سختى كار و دشوارى آن روز آنها را بسجود خوانده و به زانو در مى آورد و اگر چه منتفع به آن هم نميشوند ، البته ايشان را امر به سجده ميكنند و اين چنانست كه انسانى ناچار به سجده مىشود و برو ميفتد وقتى كه به او مصيبتى از مصيبتهاى دنيوى برسد .
خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ
يعنى ديدگان آنها ذليل و خوار و سرافكنده است كه از روى ذلّت و خوارى نظرشان را از زمين بلند نميكنند .
تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ
يعنى ذلت پشيمانى و حسرت آنها را فرو ميگيرد .
وَ قَدْ كانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَ هُمْ سالِمُونَ
يعنى مردمى بودند تندرست ممكن بود بر ايشان سجده كنند ، پس سجده نكردند ، يعنى در دنيا