للفتى عقل يعيش به * حيث تهدى ساقه قدمه
براى جوانمرد عقليست كه به آن زندگى مىكند در جهتى كه قدمش ساقش را هدايت كند ، شاهد در كلمه ساق است .
عرب ميگويد جنگ بر ساق ايستاده و كشف عن ساق شده آن را قصد ميكنند جد ابى طرفه گويد :
كفت لكم عن ساقها * و بدا من الشرّ الصرّاخ
براى شما از ساق پايش پرده برگرفت ، و از شر آن پرده برگيرى صدا و فرياد بلند شد ، شاهد اين بيت كلمه ساقها است .
و ديگرى گويد :
قد شهرت عن ساقها فشدّوا * وجدت الحرب بكم فجدّوا
و القوس فيها وتر عرند : جدّا جنگ از پايه خود بالا زد پس سخت شدند و تنور جنگ شدّت گرفت ، و در كمان تيرهاى سخت و محكمى بود شاهد نيز در ساقها است كه به معناى قائمه و پايه است .
اعراب :
كيف در محل نصب است بنا بر حاليت ، تقديرش اينست : آيا شما ستمكارانه حكم ميكنيد يا عادلانه ، و ممكن است در محل مصدر باشد ، و تقديرش اين باشد چه حكمى شما حكم ميكنيد ؟ و تحكمون در محلّ نصب بنا بر حاليّت از معناى فعل در قول خدا ( لكم ) براى اينكه معناى قول خدا ما لكم چه چيزى براى شما ثابت است ، و ام در تمام اين آيات منقطعه مىباشد .
إِنَّ لَكُمْ فِيهِ لَما تَخَيَّرُونَ
انّ مكسوره است و كسره داده شده براى مكان لام در لما و اگر نه بود لازم بود كه مفتوح باشد براى اينكه مفعول « تدرسون »