قالُوا سُبْحانَ رَبِّنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ
گفتند منزّه است پروردگار ما البته ما ستمكار بودهايم در تصميم بر محروم كردن مستمندان از حقشان در موقع چيدن و درو كردن ، پس محروم شديم از چيدن آن و انتفاع بردن آن ، و مقصود اينست كه خداى سبحان منزه از ظلم است ، پس آنچه بما كرده ظلم نيست البته ظلم از خود ماست كه منع كرديم فقراء را از حقشان .
فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَلاوَمُونَ
پس برخى بر ديگرى روى كرده و ملامت ميكردند همديگر را يعنى برخى سرزنش ميكرد ديگرى را بر آنچه از ايشان تفريط شده بود .
قالُوا يا وَيْلَنا إِنَّا
كُنَّا طاغِينَ
گفتند اى واى بر ما البته ما بوديم كه طغيان كرديم و جدّا در ظلم از حد گذشتيم و تجاوز كرديم از مرز و حد ، و ويل سخن خشن و ناروايى است كه بر نفس دشوار باشد ، كمتر و پائينتر آن است ، و ويح حد وسط اين دواست ، عمرو بن عبيد گويد : ممكن است كه اين توبه ايشان باشد و ممكن است بر حدى كه كافر وقتى در سختى قرار گرفت مى گويد باشد .
عَسى رَبُّنا أَنْ يُبْدِلَنا خَيْراً مِنْها
اميد است كه پروردگار ما عوض آن را بهتر بما مرحمت فرمايد : يعنى هنگامى كه توبه نموده و بازگشت به خدا كردند گفتند اميد است كه خدا عوض آن را بما داده و بهتر از آن باغى كه نابود شده مرحمت فرمايد .
إِنَّا إِلى رَبِّنا راغِبُونَ
يعنى : ما بسوى خدا توجه كرده و از او اين مطلب را خواهانيم و از آنچه كردهايم بسوى او بازگشت مينمائيم ، و يبدّلنا را با تشديد و تخفيف خواندهاند و هر دو بيك معناست .