و بعضى گفتهاند : يعنى ما هر آينه گمراهان از حق هستيم در كارمان پس براى همين ما كيفر شديم برفتن ميوه باغمان ، سپس استدراك كرده گفتند
بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ
و مقصود اينست كه اين باغ ماست و ليكن ما از سود و خير آن محروم شديم براى منع كردنمان حقوق مستمندان و انشاء اللَّه نگفتن .
قالَ أَوْسَطُهُمْ
ابن عباس و حسن و مجاهد گويند يعنى عادلترين آنها از جهات سخن ، و بعضى گفتهاند : يعنى افضل و اعقل آنها و بعضى گفتهاند : يعنى متوسّط آنها در سن .
أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْ لا تُسَبِّحُونَ
آيا نگفتم بشما اگر پروردگارتان را ياد مى كرديد . مجاهد گويد گويا اينكه او ايشان را بر بدى كارشان تحذير كرده ، و ترسانيده گفت چرا انشاء اللَّه نگفتيد ، براى اينكه در آن انشاء اللَّه توكل بر خدا و تعظيم خدا و اقرار بر اين است كه هيچ كس قدرت ندارد كارى انجام دهد مگر با اراده و خواست خدا و براى همين آن را تسبيح ناميد .
و بعضى گفتهاند : يعنى براى چه خدا را بعبادتش تعظيم نميكنيد و امر او را پيروى نمىنمائيد .
و بعضى گفتهاند : چرا نعمتهاى خدا را بر خودتان ياد نميكنيد پس شكر آن را بجا آوريد به اينكه حق مستمندان را از مالتان بيرون آوريد .
و بعضى گفتهاند : يعنى براى چه خداى تعالى را از ظلم تنزيه نمى كنيد ، و اعتراف نكرديد به اينكه خدا ظلم نميكند و راضى هم نيست كه شما ظلم كنيد .
و بعضى گفتهاند : يعنى چرا نماز نميخوانيد ، سپس حكايت كرد از ايشان و فرمود :