إِنْ كُنْتُمْ صارِمِينَ
اگر شما چيننده خرمائيد .
( فَانْطَلَقُوا )
پس بسوى باغ و زراعتشان رفتند .
وَ هُمْ يَتَخافَتُونَ
در حالى كه ايشان ميان خودشان آهسته سخن گفته و ميرفتند ، و اصل آن از خفت فلان يخفت وقتى كه خودش مخفى كند .
أَنْ لا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُمْ مِسْكِينٌ
كه امروز بر شما مستمندى وارد نشود ، اين بود آنچه آهسته با هم ميگفتند .
وَ غَدَوْا عَلى حَرْدٍ
صبح كردند به قصد منع كردن فقراء و بيچارگان .
( قادِرِينَ )
پيش خودشان و اعتقادشان به اينكه توانا هستند بر منع فقراء و تصرّف كردن آنچه در باغشان هست .
مجاهد و قتاده و ابو العاليه گويند تواناى على حرد يعنى بر جدّ و جهد و كوشش از كارشان .
و ابى عبيده گويد : توانا بر سعى و جدّيت در منع فقراء از حاصلشان .
سفيان گويد : توانا بر غيظ و غضب از فقراء و مستمندان .
ابى مسلم گويد : توانايانى كه نقشه كشيده بودند همديگر را در باغشان در وقتى كه در آن موقع ميخواستند بچينند ، ملاقات كنند ، و آن وقت صبح بود و تقديرش اين است ، اراده كردند باغ را در وقتى كه نظر گرفته بودند چيدن آن را در آن وقت .
فَلَمَّا رَأَوْها
پس چون ديدند باغشان را بر اين صفت كه چون خاكستر سياه شده .
قالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ
قتاده گويد : گفتند ما راه گم كردهايم اين باغ ما نيست .