يا يستكبر از قبول حق و مانند آنست ، و فقط جايز است كه در آن معنى عمل كند اگر چه مقدم بر ان باشد براى شباهت داشتن آن بظرف و در ظرف مسلّما معانى عمل مىكند و گر چه مقدّم باشد ، و دلالت مىكند تو را بر مشابهه ان بظرف مقدر كردن لام بان ، و البته بعضى از علماء نحو هستند كه ميگويند ان در محل جر است چنان كه اگر آن ظاهر بود با لام بود همچنين است آن و كسى كه با همزه كشيده قرائت كرده ، پس او همزه خفيفى بعد از آن زياد نموده است .
شرح لغات :
السطر : بمعنى كتابه است و آن گذاردن حروف است بر خط راست و استطر به معناى اكتتب و نوشتن است ، و مسطر آلت تسطير و نوشتن سطر است .
الممنون : به معناى مقطوع است گفته مىشود منه السير يمنّه منّا هر گاه آن را قطع نمايد .
المنين : ضعيف ، الخلق با ضم خاء و لام روى در فعل بنا بر عادت است ، پس خلق كريم صبر بر حق و تدبير امور بر مقتضاى عقل است ، و در اين امر حوصله و نرمش و صبر و مدارا لازم است .
المفتون : مبتلاى به تخيّلات راى مانند مجنون و ديوانه است گفته مىشود فلانى مفتون بفلان زن شده است ، و اصل فتنه ابتلاء و آزمايش است المهين : ناتوان خوار و مهانه ذلّت و قلّت است .
الهماز : آنست كه براى مردم عيب جويى كند به چيزى كه در آنها نيست و اصل و ريشه در آن دفع بشدت اعتماد است ، و از اين ماده است همزه