( قُلْ )
بگو به اين گروه كفّار
أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَهْلَكَنِيَ اللَّهُ وَ مَنْ مَعِيَ
آيا ديديد شما اگر خدا مرا و كسانى را كه با من هستند هلاك كند . به اينكه ما را بميراند
( أَوْ رَحِمَنا )
يا بر ما ترحّم نمايد به اينكه اجل ما را بتأخير اندازد
فَمَنْ يُجِيرُ الْكافِرِينَ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ
پس كيست كه كافرها را از عذاب دردناك پناه دهد مستحقّ آن عذاب شدند بكفرشان و كيست آنكه منفعت دهد ايشان را در رفع عذاب از ايشان .
هامش
( ايكه جز حقّ بى خبر باشد جهان از كار تو * ديدهها را در انتظار مقدم و ديدار توهر كه در هر جا بود در انتظار مقدمت * ناز شصت خويش را ميگيرد از دادار توچهرهء تابندهات با اينكه مىباشد نهان * باز هم تابد بذرّات جهان انوار تومعنى قسطا و عدلا آيتى مخصوص توست * بعد ما ملئت ز ( جورا ) فلك لنگردار تواى ولى عصر چون ظاهر شدى ز امر خدا * جبهه مىسايند شاهان بر در دربار توبانگ ( جاء الحق ) ز بيت اللَّه مىآيد به گوش * جان ما بادا فداى لعل گوهر بار توغاشيه دار و نگهبان تو ( موسى كليم ) * ( عيسى مريم ) بود دربان و پرچم دار تومىشود سر سبز و خرّم عالم از نور رخت * عدل و انصاف و مروّت باشد از آثار توحجّه بر حقّ تويى فرمانده مطلق تويى * ز امر حقّ عالم غريق نعمت سرشار تو« پيروى » تا شاعر آل محمّد ( ص ) گشتهاى * شهره آفاق شد مجموعهء اشعار تو