تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
و قول خدا .
أَنْ يَخْسِفَ بِكُمُ الْأَرْضَ
. در محلّ نصب به اينكه بدل از قول خدا
مَنْ فِي السَّماءِ
و آن بدل اشتمال است .
فَإِذا هِيَ تَمُورُ
. اذا ظرف مفاجاة و آن معمول قول خدا تمور و جملهء هى تمور در محلّ نصب بنا بر حاليّت از قول خدا
يَخْسِفَ بِكُمُ الْأَرْضَ
و صاحب حال هم الارض است . و
أَنْ يُرْسِلَ
: نيز بدل است مانند قول خدا
أَنْ يَخْسِفَ
. و قول خدا . كيف نذير مبتداء و خبر . و كيف خبر مقدّم است ، و جمله متعلّق بقول خدا فستعلمون . است و تقديرش اينست : فستعلمون أ محذور انذارى . پس به زودى ميدانى كه آيا ترسانيدن من محذور است يا نه . و قول خدا .
فَكَيْفَ كانَ نَكِيرِ
. كيف در اينجا خبر كان است و قول خدا و يقبضن عطف شده بر صافّات . و البته عطف فعل بر اسم شده . و فاعده مقرّره در علم نحو اين بوده كه فعل عطف نشود مگر بر فعل چنانچه اسم هم عطف نشود مگر بر اسم . بعلّت اينكه آن گر چه فعل است . پس آن در محلّ حال است و تقدير آن تقدير اسم فاعل است . و صافّات هم حال است . پس جايز است كه عطف بر آن شود . پس مثل اينست كه گفته است صافّات و قابضات . و مانند اين هم در شعر آمده است : گويد :
بات يعيّشها بغضب باتر * يعدل اسوقها و جائر
شب نخوابيد در حالى كه شتر و گوسفند براى پذيرايى ميهمانها با شمشير برنده‌اى ذبح ميكرد و در ساقهاى آنها عدالت كرده و ميهمانها