اعشى گويد :
حتّى يقول للنّاس ممّا راوا * يا عجبا للميّت الناشر
( و مترجم ) گويد بيت قبل از آن اينست :
لو اسندت ميتا الى نهرها * عاش و لم ينقل الى قابر
اگر مرده اين جاريه را به سينهاش تكيه دهند زنده شود و نقل بقبر نشود تا اينكه مردم از آنچه ديدهاند بگويند اى واى عجب از مردهاى كه زنده شده است و اصلش از نشر و باز شدن و ضدّ پيچيده بودن است .
و الحاصب : سنگيست مانند ريك با او ميزنند . و حصبه بالحصاه يحصبه حصبا هر گاه او را با سنگ ريزه زد و به آنكه با سنگ ريزه مىزند حاصب ميگويند . يعنى صاحب ريگ .
اعراب :
بالغيب : در محلّ نصب است بنا بر حاليّت .
در
أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ
چند وجه ذكر شده است :
1 - ( من خلق در محلّ رفع . به اينكه فاعل يعلم باشد و تقديرش اين باشد . الا يعلم من خلق الخلق ضمائر صدورهم . آيا كسى كه مخلوق را ايجاد كرده ضمائر سينههايشان را نميداند ) .
2 - اينكه من خلق در محلّ نصب به اينكه مفعول به باشد و تقديرش چنين باشد : الا يعلم اللَّه من خلقه . آيا نميداند خدا كسى را كه خلق كرده است .
3 - من . استفهاميه در محلّ نصب به اينكه مفعول خلق و فاعل خلق ضميرى باشد كه در آن مستتر و به اللَّه برگردد . و قول اوّل صحيح -