نفقه و مسكن . و فرمود :
( أَسْكِنُوهُنَّ )
آنها را اسكان دهيد يعنى در منازلتان .
مِنْ حَيْثُ سَكَنْتُمْ
از همان منازلى كه خودتان ساكن هستيد .
مِنْ وُجْدِكُمْ
يعنى از ملك خودتان و آنچه توانايى بر آن داريد ( از سدى و ابى مسلم ، حسن و جبائى ) گويند . من وجدكم از و جدان يعنى از آنچه از مساكن يافتهايد .
بعضى گفتهاند : از وسعت و طاقت خودتان از وجدانى كه آن بمنزلهء قدرت و توانايى است . فرّاء گويد : برميگردد بر آنچه مىيابد . پس ، اگر وسعت مالى دارد بر آن زن در مسكن و نفقه توسعه دارد و اگر فقير است پس بر مقدار قدرتش .
و بدون خلاف مسكن و نفقه واجب است براى طلاق داده شده رجعى و امّا زن جدا شده بطلاق خلع و مبارات مورد خلاف است .
اهل عراق گويند مسكن و نفقه برايش لازم است . و اين را از عمر بن خطّاب و ابن مسعود روايت كردهاند . و شافعى گفته براى او مسكن بدون نفقه و خرجى است .
حسن و ابو ثور رفتهاند به اين مبنى كه براى او نه مسكن است و نه نفقه و اين قول از ائمّه هدى عليهم السّلام روايت شده و اصحاب ما هم همين ، مذهب را اختيار كردهاند . و بر آن دلالت مىكند آنچه شعبى روايت نموده گويد : داخل شدم بر فاطمه دختر قيس در مدينه . پس پرسيدم از او از قضاوت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله . گفت شوهرم مرا طلاق بائن داد پس بسوى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله شكايت نمودم در حقّ سكنى و نفقه