تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
و گردنه است ، و ايشان هفتاد مرد بودند بيعت كردند با رسول خدا بر جنگ با سفيد پوستان و سرخ پوستان .
( يُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ إِلَيْهِمْ )
دوست دارند كسانى را كه بسوى ايشان هجرت ميكنند ، براى آنكه آنها احسان كردند بمهاجرين و ايشان را در منازل خود سكونت دادند و در اموالشان شريك نمودند .
( وَ لا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حاجَةً مِمَّا أُوتُوا )
يعنى در دلهايشان حسدى و بخلى و خشمى نيافتند از آنچه را كه مهاجران داد از مال بنى النضير و به آنها نداد .
( وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ )
يعنى ايثار ميكنند مهاجرين را و آنها را مقدّم ميدارند باموالشان و منازلشان .
( وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ )
و اگر چه بايشان نياز و حاجتى هم باشد خداوند سبحان توضيح داد كه ايثار ايشان از جهت بينيازى و توانگرى از مال نبود بلكه با نياز و احتياج خودشان بود كه پاداششان و ثوابشان نزد خدا بزرگتر و بيشتر باشد و روايت شده كه انس بن مالك قسم مىخورد بخداى تعالى كه در ميان انصار بخيلى نبود و اين آيه را قرائت ميكرد .
( وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ )
يعنى و كسى كه دفاع كند از خودش و منع كند از بخل خودش را
( فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ )
پس آن گروهند رستگاران و فائزون به ثواب خدا و نعمتهاى بهشتى . و ابن زيد گويد : كسى كه نگيرد چيزى را كه خدا از آن نهى نموده و منع نكند چيزى را كه خدا او را امر باداء آن نموده ، پس حقيقة منع كرده بخل نفسش را . و سعيد بن جبير گويد : بخل نفس گرفتن مال حرام و ندادن زكات است