طلح : ابو عبيده گويد : طلح آن درخت بزرگيست كه خار زياد دارد .
بعضى از افراد تيز هوش و باريك بين گفته است :
بشرها دليلها و قالا * غدا ترين الطلح و الجبالا
راهنماى آن محبوبه بشارت به او داد و گفت : فردا البتّه مىبينى درختان بزرگ و كوهها را كه نزديك منزل خواهد بود .
زجاج گويد : طلح درخت ام غيلان ( درخت خار مغيلان است ) پس گاهى بر بهترين حال خواهد بود و منضود از باب ( نضدت المتاع ) وقتى كه بعضى از آن را بالاى برخى ديگر قرار ميدهند و روى هم ميگذارند .
و بكر : آن دوشيزهاى مىباشد كه مردى با او آميزش نكرده و مهر او را ، نشكسته است و او بر همان خلقت اوّليه است از حال ايجاد و خلقت است ، و از آن است البكره ، براى اوّل روز و با كوره براى اوّلين ميوه و نوبر ميوه .
ازهرى گويد : و البكر شتر جوان و جمع آن به كار و بكاره است ( و جاء القوم على بكرتهم و بكرة ابيهم ) قوم آمدند بر شتران جوانشان و شتران جوان پدر شان .
الأتراب : جمع ترب و آن نوزاديست كه با مانند خودش در حال كودكى نمو مىكند و آن مأخوذ و گرفته از بازيكردن طفل است با خاك ، يعنى ايشان مانند كودكانى هستند كه بر يك سنّ ميباشند .
ابن ابى ربيعه گويد :
ابرزوها مثل المهاة تهادى * بين عشر كواعب اتراب
بيرون آورد آن زن را مانند گاو وحشى كه با تبختر و تكبر راه ميرفت در ميان ده دوشيزه خرد سال و تكيه باطرافيان خود داشت .