بسبب مبتداء بودن و تقديرش اينست ( فاصحاب الميمنة ما هم ) يعنى ياوران دست راست چگونهاند ايشان ( و اصحاب المشئمة اى شيء هم ) و ياران دست چپ چه بودند ، و اين لفظ جارى مجراى تعجّب است .
متّكئين و متقابلين منصوبست بنا بر حاليّت .
تفسير آيات :
( إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ )
ابن عبّاس گويد : يعنى چون قيامت بپاشد و واقعه اسم قيامت است ، مثل آزفه و غير آن ، و مقصود اينست هر گاه حادثه حدوث كرد و آن صيحه است در موقع نفخه دوّمى براى قيام قيامت .
و بعضى گويند : آنها را واقعه ناميدهاند براى بسيارى وقايع كه در آن از شدّت و سختىها اتفاق ميفتد ، يا براى سختى وقوع آن ، و تقديرش اينست :
( اذكروا اذا وقعت الواقعه ) ياد كنيد روز قيامت را و اين تحريص و تأكيد براى آماده شدن براى قيامت است .
( لَيْسَ لِوَقْعَتِها كاذِبَةٌ )
يعنى براى آمدن آن و ظهور آن دروغى نيست ، و مقصود اينست كه آن براستى و حقيقت واقع مىشود ، پس در آن و در اخبار از آن و وقوع آن دروغى نيست .
و بعضى گويند : يعنى براى وقوع آن قضيّه دروغى نيست يعنى وقوع آن از طريق عقل و آيات و اخبارى كه شنيده شده ثابت است .
( خافِضَةٌ رافِعَةٌ )
ابن عبّاس گويد : يعنى قومى پست و ذليل و قومى سر بلند و عزيز ميشوند .
حسن و جبائى گويند : يعنى اقوامى بسوى آتش كشيده ميشوند و افواجى