تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
هامش
گوهر گوهرى ) سپس پيغمبر بسعد فرمود بشارت باد تو را كه خدا شهادت را روزى تو نموده و بسبب تو امّتى از كفر نابود ميشوند و عرش خدا بمرگ تو ميلرزد ، و داخل بهشت مىشود بشفاعت تو مانند موهاى حيوانات بنى كلب . . . و چون سعد بعد از هلاك و اعدام بنى قريظه عهد شكن زخم پايش كه در جنگ خندق بواسطه تيرى از دشمنان مجروح شده بود خونريزى كرده تا از دنيا رفت ، پيغمبر ( ص ) پاى برهنه بدون عباء تشييع جنازه او نمود ، و گاهى راست جنازه و گاهى در چپ جنازه ميرفت ، شيخ بزرگوار صدوق در كتاب امالى خود باسنادش از عبد اللَّه بن سنان از حضرت صادق عليه السلام روايت نموده كه فرمود كه چون سعد بن معاذ از دنيا رفت پيغمبر و اصحابش برخاسته و بدن سعد را بر روى لنگه درى غسل داده و كفن نموده و بر روى تابوتى گذارده و تشييع نمودند پيغمبر " ص " او را تشييع و گاهى راست تابوت را ميگرفت و گاهى چپ آن را تا اينكه بقبرستان رسيده پس پيغمبر ( ص ) خودش وارد قبر شده و بدن سعد را گرفته و در قبر گذارد و لحد بر او ترتيب داد و فرمود خاك تر ( يعنى گل ) بدهيد به من تا شكافهاى خشت و لحد را بگيرم و چون فارغ شد و خاك بر آن ريخت و قبر او را صاف نمود ، فرمود من ميدانم كه به زودى او پوسيده مىشود و لكن خدا دوست دارد بنده‌اى را كه وقتى كارى مىكند آن را محكم نمايد ، پس چون قبرش - را هموار كرد مادر سعد از طرفى گفت گوارا باد بر تو بهشت پيغمبر فرمود آرام باش اى مادر سعد جرئت بر خدا ميكنى بدرستى كه قبر سعد را فشار داد ، پيامبر ( ص ) برگشت و مردم هم برگشتند و گفتند يا رسول اللَّه هر آينه ما ديديم كه در تشييع جنازهء سعد كوششى كردى كه با هيچكس نكردى بدون عباء و كفش تشييع نمودى فرمود فرشتگان را ديدم بدون رداء و كفش تشييع نمودند من با آنها تأسّى كردم ، گفتند گاهى راست جنازه را ميگرفتى و گاهى چپ جنازه را فرمود دست من در دست جبرئيل بود او چنين ميكرد منهم ميكردم گفتند فرمودى قبر او را فشار داد فرمود آرى نسبت بخانواده‌اش سوء خلق - داشت . ( رجال مامقانى ج 2 ص 21 )