تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
هامش
و ميان دو چشم او را بوسيد و گفت پدر و مادرم بفدايت اى جفت رسول خدا ( ص ) كه گوشتت از گوشت او و خونت از خون او و دانشت از دانش او و صبرت از صبر او و عقلت از عقل اوست ، از خدا مسئلت دارم كه مرا از محبّت شما اهل بيت ( رسالت ) سعيد و نيكبخت نمايد ، پس خداوند لازم فرمود به اين عمل و اين گفتار از ثواب باندازه‌اى كه اگر نوشته شود در اوراقى تمام اين فرشتگانى كه طواف عرش ميكنند و همه فرشتگانى كه حامل عرشند طاقت برداشتن آن را ندارند . پس چون او برگشت بجاى خود اصحاب او به او گفتند تو با اين موقعيّت و مقامى كه در اسلام و مرتبه‌اى كه نزد پيغمبر ( ص ) دارى با اين شخص اين كار را كه ما ديديم مىنمايى ، پس گفت اى نادانان آيا در اسلام ثوابى داده مىشود جز محبت و دوستى محمد ( ص ) و محبت اين شخص و خداوند به اين سخن و گفتار او نيز واجب فرمود براى او مثل آنچه را كه براى فعل و قولش براى او لازم كرده بود تا آنجا كه گويد : پس گفتند يا رسول اللَّه ( ص ) اين دو مرد كيستند . فرمود : اما فاعل اين كار اين مردى كه سر پوشيده است كه ميآيد پس به طرف او دويدند كه ببينند او كيست ، پس ديدند كه او سعد بن معاذ اوسى انصارى است و امّا آن ديگرى كه سعد براى او اين سخنان را گفت اين شخص سرپوشيده ديگريست كه ميآيد ، پس نگاه كردند ديدند كه او على ابن ابى طالب عليه السلام است ، سپس فرمود چه بسيار است كسانى كه بحب اين دو نفر نيكبخت و سعيد ميشوند و نيز چه بسيارند افرادى كه بدبخت و بيچاره ميشوند آنهايى كه نسبت به يكى از آن دو اظهار دوستى نموده و به آن ديگرى دشمنى ميكنند آن دو خصم و دشمن اويند و كسى كه على ( ع ) و سعد دشمن او باشد محمد ( ص ) خصم اوست و هر كس كه محمد ( ص ) - خصم او باشد خدا خصم اوست و او را عذاب نمايد . آن گاه رسول خدا ( ص ) فرمود اى بندگان خدا البته ميشناسد فضل را براى اهل فضل آنهايى كه اهل فضلند ( قدر زر زرگر شناسد ، قدر
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 90 | الشيخ الطبرسي / ستوده / شيخ محمد رازى