تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
آسمان براى او باز و عرش خدا براى او لرزيد ، پس پيغمبر ( ص ) بيرون آمد آمدند و ديدند كه سعد بن معاذ ( رضى اللَّه عنه ) از دنيا رفته « 1 » .
هامش
( 1 ) سعد بن معاذ كيست ؟ 1 - مترجم گويد : سعد بن معاذ را شيخ طوسى در رجالش از اصحاب رسول خدا ( ص ) ياد كرده و او سيد و رئيس قبيلهء اوس مدينه و از اصحاب بدر و داراى مقام بزرگى بوده است ، و ابن عبد البر و ابن منده و ابو نعيم هم او را از صحابه شمرده و او سعد بن معاذ بن نعمان بن امرء القيس و كنيه او ابو اسحاق و به او ابو عمر و انصارى اوسى اشهلى هم ميگفتند و او همانست كه پيامبر ( ص ) در حقش فرمود اهتز له العرش . و مجلسى عليه الرحمه گويد در تفسير امام حسن عسگرى عليه السلام مدح فراوانى در باره او شده و پاره‌اى از آن را در باب حبّ ائمه عليهم السلام در بحار ياد نموده كه مناسب دانستم كه مختصرى از آن را در اينجا ياد آور شوم . در جلد هفتم بحار - در باب حبّ ائمه عليهم السلام ، از تفسير امام عليه السلام گويد ، كه پيامبر ( ص ) فرمود زمانى كه خداوند عرش را آفريد 360 ركن براى آن ايجاد كرد و در هر ركنى سيصد هزار فرشته خلق نمود آن گاه توصيف فرشتگان حمله عرش را نمود كه نيازى در اينجا بنقل آن نيست پس اصحاب پيغمبر گفتند چقدر عجيب است ، امر اين فرشتگان در زيادى آنان و توانايى و بزرگى خلقتشان ، پس پيامبر فرمود ، اين فرشتگان با پر توانى و بزرگى جسمشان نيرو و توان برداشتن پرونده‌هاى حسنات يكى از مردان امت مرا ندارند . گفتند يا رسول اللَّه آن كيست تا ما او را دوست بداريم و بزرگ بشماريم و بدوستى او تقرّب به خدا پيدا كنيم فرمود : اين شخص مرديست كه با اصحابش نشسته بود ، پس مردى از خاندان من كه سر خود را پوشانيده بود كه - شناخته نشود بر او گذشت ، پس چون رد شد متوجه به او شده و او را شناخت پس از جا پريد و پا برهنه دويد و دست او را گرفت و بوسيد و نيز سر و سينه