وَ تَأْسِرُونَ فَرِيقاً
و يك دسته از زنان و كودكان ايشان را باسارت گرفتيد
وَ أَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ
يعنى و اعطا فرمود بشما زمينهايشان را .
وَ دِيارَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ وَ أَرْضاً لَمْ تَطَؤُها
ابن زيد و يزيد بن رومان و مقاتل گويند : يعنى و اعطا فرمود بشما زمينهايى را كه قدمهايتان بر آنجا نرسيده و به زودى آن را خدا براى شما فتح خواهد نمود « 1 » و آن زمين خيبر بود كه خدا بعد از زمينهاى بنى قريظه بر ايشان فتح نمود .
قتاده گويد : آن زمين مكّه بود .
حسن گويد : آن زمين روم و فارس بود .
عكرمه گويد : آن هر زمين است كه فتح شود تا روز قيامت .
هامش
( 1 ) - عدهاى از علماء به اين آيه استدلال كردهاند بر اينكه اراضى ، و زمينهايى كه بدون لشكر و جنگ كه از آن ( مفتوحة العنوة ) تعبير ميكنند بدست آمده ملك همهء مسلمين است ، ولى جصاص اعتراض كرده كه آيه محتمل است غلبه و پيروزى بر اراضى بدون مالكيت گويد ، و آن خلاف ظاهر است ، بلى مالكيت بر چند قسم است و ملكيت عموم مسلمين به اين اراضى نوع مخصوصى است كه منافات با ثبوت مالكيت اشخاص را تبعا ندارد براى آثار عمارت و احياء و حق اولويت به جهت ذو اليد بودن قبلى .
مثل آنچه كه براى سلطان گفته مىشود كه شاه مالك تمام بلادش مى باشد با اينكه هر يك از اراضى ملك يكى از رعيتهاى اوست و براى سلطان ماليات گرفتن و نگرشى در مصالح آنست و برابر همين سيره از عصر امامان عليهم السلام جارى شده بر فروختن زمينهاى عراق و وقف آن و بناء مساجد در آن و بمسجديت هم باقى خواهد بود گرچه ويران هم شده باشد ، و مالك بودن مردم خيابانها را نوع ديگرى از ملكيت است كه منافات با ملك اشخاص ندارد و مالكيت امام عليه السلام هم انفال را نوع ديگريست غير مال اوست كه تمام اولادش به ارث مىبرند .