ج - شناخت بر سه گونه است :
1 - سرهاى شياطين و ديوها شبيه شكوفه درختى است كه به آن استن گفته مىشود ، و نابغه شاعر بقولش آن را قصد نموده و گفته است .
تعبيد عن استن سود اسافله * مثل الاماء اللواتى تحمل الخرما
برگشت آن كنيزى كه قسمت زيرين و پائينتر او سياه بود مانند كنيزانى است كه روى سر خود هيزم حمل ميكنند ، و اين درخت شبيه بنى آدم است ، اصمعى گويد و به آن گفته مىشود صوم ، و گويد :
توكل بشدوف الصوم يرقبه * من المغارم مهضوم الحشازرم
موكّل بود بر درخت صوم كه شكل انسانست و آن را مواظبت ميكرد از گلّه بز و گوسفند كه از آن نخورند و مسموم شوند .
2 - بدرستى كه شياطين جنسى از مارها هستند پس تشبيه كرد ميوه آن را بسر اين مارها ، و فراء گويد در اين باره :
عنجرد تحلف حين احلف * كمثل شيطان الحماط اغرف
زن سليطهاى سوگند مىخورد هنگامى كه من قسم ميخورم مثل مارهايى كه در درخت حماط منزل ميكنند ميشناسد آن را كسى كه شناسايى داشته باشد .
و مبرّد گويد :
و فى البقل ان لم يدفع اللَّه * شرّه شياطين يعد و بعضهن على بعض
و در قبيله بقل ( كه قومى از عرب هستند ) شيطان صفتانى هستند كه اگر خدا دفع شرّ آنها را نكند برخى بر برخى ديگر تاخته و دشمنى با هم ميكنند 3 - اينكه قباحت و زشتى صورت شياطين در قلوب و دلهاى مردم متصوّر است و براى همين ميگويند به كسى كه در كمال قباحت و زشتى است مثل