و زمين و اختراع آنها با بزرگى آنها و بسيارى آنها و بسيارى اجزاء آنها قدرت و توانايى بر اعاده و برگردانيدن خلقت بشر دارد ، آن گاه خداوند سبحان از اين استفهام جواب داد بقولش : (
بَلى
) آرى او تواناست بر زنده كردن و بر گردانيدن مردگان .
وَ هُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ
و اوست كه خلق مىكند و ميآفريند خلقى را بعد از خلقى ( العليم ) داناى به تمام آنچه كه خلق كرده و آفريده است ، سپس ياد نمود قدرتش را بر ايجاد و آفريدن موجودات و گفت :
إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
جز اين نيست امرش كه هر وقت اراده كرده چيزى را كه بگويد بوده باش پس آن چيز مىباشد و تقدير آن اينست كه اينكه باشد پس مىباشد ، پس تعبير كرد از اين معنى به لفظ ( كن ) زيرا كه آن بليغتر است در آنچه اراده نموده و در اينجا قول و سخنى نيست فقط آن اخبار بحدوث و موجود شدن چيزيست كه اراده كرده .
و بعضى گفتهاند : بدرستى كه معناى
إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ
من اجله
كُنْ فَيَكُونُ
است پس از اين معنا تعبير ( بكن ) فرمود و گفتهاند :
بدرستى كه اين فقط در تحويلات و تبديل شدن چيزى به غير آنست مثل قول او
كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ
« 1 » باشيد بوزينههاى خوار و پست .
كُونُوا حِجارَةً أَوْ حَدِيداً
« 2 » و باشيد سنگ يا آهن و آنچه شبيه به اين است و لفظ امر در كلام برده صورت است :
هامش
( 1 ) - سورهء بقره آيهء 65 .
( 2 ) - سورهء اسراء آيهء : 50 .