ترجمه :
77 - آيا آدمى ( ابىّ بن خلف ) نديد كه ما او را از نطفهاى آفريديم پس آن گاه او دشمن است آشكار .
78 - و براى ما مثلى بزد و آفرينش خود را از ياد برد كه گفت اين استخوانها را كيست كه زنده كند در حالى كه آنها پوسيده است .
79 - ( اى پيامبر ) بگو آن خدايى كه نخستين بار آنها را بيافريد آن را زنده مىكند .
80 - آن خدايى كه براى شما از درخت سبز آتشى پديد آورد ، پس آن گاه شما از آن درخت آتش را مىافروزيد .
81 - آيا آن خدايى كه آسمانها و زمين را بيافريد توانا نيست كه مانند آنها را بيافريند ، آرى و او آفريدگار داناست .
82 - كار او وقتى كه آفريدن چيزى را بخواهد فقط آنست كه به دو بگويد بوده باش پس آن چيز مىباشد .
83 - پس منزّه است آن خدايى كه پادشاهى همه چيز بدست اوست و بسوى او بازگردانيده خواهيد شد .
قرائت :
يعقوب " يقدر " با ياء و همين طور در سورهء احقاف خوانده و دليل در او ظاهر است و در شواذ قرائت طلحه و ابراهيم و اعمش ( ملكه كلّ شيء ) آمده و معنايش اين است پس منزّه است آن خدايى كه به دستش قدرت بر هر چيز است و آن از ( ملكت العجين ) مالك خمير شدم است ، و ملكوت پس بالا رفتم از آن در آن واو و تاء را براى مبالغه زياد كردند بسبب زياد كردن لفظ و براى همين