و بعضى گفتهاند : ذريّه اطفال و زنان و الفلك كشتىهاى جارى در درياهاست و ذريّه را اختصاص بحمل در كشتى نمود براى ضعف و ناتوانى آنها و براى آنكه نيرو و توانى براى سفر نيست مانند نيروى مردها ، پس خدا كشتى را براى ايشان تسخير نمود تا آنكه ممكن شود حمل در دريا و شتر را نيز مسخر فرمود تا آنكه ممكن شود حمل و سفر در خشكى گويند ميگويد فلانى مرا حمل نمود هر گاه او را ببخشند چيزى كه او را حمل كند و بر دارد يا رهنمايى كند او را به چيزى كه حمل مىكند بر آن . شاعرى گويد :
الا فتى عنده خفان يحملنى * عليهما انّنى شيخ على سفر
آيا جوانمردى نيست كه نزد او دو كفش و دم پايى باشد كه مرا بر آن حمل كند بدرستى كه من پير ناتوانى بر مسافرت هستم ، شاهد بيت يحملنى است كه به معناى عطا كردن است .
وَ خَلَقْنا لَهُمْ مِنْ مِثْلِهِ ما يَرْكَبُونَ
ابن عباس و غير او گويند : يعنى و آفريديم براى ايشان از مثل كشتى نوح كشتيهايى كه بر آن سوار شوند چنانچه نوح سوار شد يعنى كشتيهايى كه بعد از كشتى نوح ساخته شد مثل آن و بر صورت ، و شكل آن بود .
مجاهد گويد : مقصود از آن شتر است و آن كشتى خشكى و صحراء است .
جبائى گويد : مثل كشتى از جنبندهها مانند شتر و گاو و الاغ .
وَ إِنْ نَشَأْ نُغْرِقْهُمْ
يعنى و اگر ميخواستيم وقتى كه در كشتى سوارشان كرديم غرقشان مينموديم به وزيدن بادها و حركت موجها
فَلا صَرِيخَ لَهُمْ
يعنى دادرسى برايشان نيست ،
وَ لا هُمْ يُنْقَذُونَ
يعنى وقتى ما اراده كرديم كه غرقشان كنيم خلاصى براى ايشان نيست
إِلَّا رَحْمَةً مِنَّا وَ مَتاعاً إِلى حِينٍ