44 - مگر بوسيلهء بخششى از جانب ما و براى كاميابى تا زمانى .
45 - و چون بكافران گفته شود از گناهانى كه در پيش شماست و از شكنجه هايى كه پشت سر داريد بترسيد شايد شما مورد ترحم واقع شويد .
46 - و هيچ نشانهاى از نشانههاى پروردگارشان بديشان نيامد جز آنكه از آن روى گردان بودند .
47 - و چون بايشان گفته شود از هر چه خدا روزى شما كرده بدهيد ( به بينوايان ) آنان كه كافرند به كسانى كه ايمان آوردهاند گويند آيا كسى را كه اگر خدا خواستى او را طعام دادى غذا بدهيم شما جز در خطاى آشكار نيستيد .
48 - و كافران همى گويند اين وعده ( قيامت ) كى خواهيد بود اگر شما راست مىگوييد .
49 - كافران جز يك بانك بلندى كه آنها را بگيرد انتظار نمىبرند در حالى كه ايشان با يكديگر مشغول ستيزه و خصومت هستند .
50 - ( در آن حال ) نه وصيّت كردن را توانايى دارند و نه بسوى خاندان خويش باز ميگردند .
قرائت :
اهل مدينه و ابن عامر و يعقوب و سهل ( ذرّياتهم ) بنا بر جمع خوانده و باقى قاريان ( ذريتهم ) بنا بر مفرد قرائت كردهاند ، و ابن كثير روش محمد ابن حبيب از اعشى و روح و زيد از يعقوب ( يخصمون ) بفتح ياء و خاء و تشديد صاد خوانده و ابو عمرو هم بفتح خاء خوانده جز اينكه او اشمام فتحه نموده نه اشباع آن ، و اهل مدينه غير ورش يخصمون به سكون خاء و تشديد صاد خوانده و حمزه به سكون خاء و تخفيف صاد قرائت كرده و باقى از قاريان