رونده راه اويند گويد : چون اين جمله را گفت مأمورين يا مردم او را گرفته و نزد سلطان بردند ، پس پادشاه به او گفت آيا تو پيرو آنها شده و ايشان را متابعت كردهاى ، پس گفت :
وَ ما لِيَ لا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي
يعنى و چيست براى من وقتى نپرستم آفريدگارم را كه مرا ايجاد و نعمت خود را بر من ارزانى داشت و مرا هدايت نمود
وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
يعنى شما را در روز رستاخيز برميگرداند تا پاداش دهد شما را بكفرتان ، سپس انكار نمود گرفتن بتها و عبادت آنان را و گفت
أَ أَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ آلِهَةً
آيا از غير خدا خدايانى گرفته و آن را بپرستم
إِنْ يُرِدْنِ الرَّحْمنُ بِضُرٍّ
اگر خدا بخشنده اراده كند نابودى من و زيان زدن به من را .
لا تُغْنِ عَنِّي شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً
يعنى دفع نميكند و منع نمى نمايد شفاعت آنها چيزى را از من و مقصود اينست كه شفاعتى براى آنها نيست تا سودى و نفعى به من برسانند .
وَ لا يُنْقِذُونِ
يعنى و مرا از اين هلاكت و زيان و ناراحتى خلاص نميكند
إِنِّي إِذاً لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ
يعنى البتّه اگر من اين كار را بكنم در - انحرافم از حق آشكار ، در گمراهى روشن خواهم بود ، و وجه در اين احتجاج اينست كه مستحق عبادت نيست احدى مگر خداى سبحان كه نعمت دهنده است باصول نعمتها و به چيزى كه نعمت هيچ منعمى برابرى با آن را نتواند .
إِنِّي آمَنْتُ بِرَبِّكُمْ
البتّه من ايمان آوردم به پروردگار شما آن خدايى كه شما را آفريد و از عدم و نيستى بوجود آورد .
فَاسْمَعُونِ
وهب گويد يعنى بشنويد قول مرا و قبول نمائيد آن را .
و ابن مسعود گويد : كه حبيب نجّار به پيامبران و رسولان خطاب نموده