و حايل شد مثل شير نرى كه با دمش اعلام خطر ميكرد كه اگر نزديك شوم مرا بخورد .
و ابو حمزه ثمالى از عمار بن عاصم از شفيق بن سلمه از عبد اللَّه بن مسعود روايت كرده كه قريش اجتماع كردند بدرب منزل پيغمبر ( ص ) پس پيغمبر " ص " بيرون آمد و مشت خاكى بر سر و صورت آنها پاشيد و آنها او را نديدند ، عبد اللَّه گويد آنها همان مردمى بودند كه در كنار چاه بدر اجتماع كردند .
و ابو حمزه از مجاهد از ابن عباس روايت كرده كه قريش اجتماع كردند و گفتند اگر محمد داخل مسجد الحرام شود همگى يك دفعه بر او حمله نموده و او را بكشيم ، پس پيغمبر ( ص ) وارد شد و خدا از پيش رو و پشت سرشان حجابى و سدّى قرار داد كه او را نديدند ، پس نماز خواند سپس نزد آنها آمد و خاك بر سرشان افشاند و ايشان او را نميديدند ، پس چون از آنها دور شد و خاك را ديدند گفتند اين سحر پسر ( ابى كبشه ) " يعنى فرزند زاده عبد المطّلب است "
تفسير :
( يس )
بتحقيق سخن در اوّل سوره بقره دربارهء حروف معجمه و مقطعه قرآن گذشت و اختلاف اقوال دربارهء آنها .
ابن عباس نيز گويد : معناى ( يس ) يا انسان است ، و بيشتر مفسّرين همين معنا را گفتهاند ، حسن و ابو العاليه گفتهاند : معنايش يا رجل است .
سعيد بن جبير و محمد الحنفيه گفتهاند : معنايش يا محمد است ، و بعضى گفتهاند ، معنايش : يا سيد الاوّلين و الآخرين است .
على بن ابى طالب و امام محمد باقر عليهما السلام فرمودهاند آن يكى از نامهاى پيغمبر " ص " است و ما در پيش روايت در آن را ياد كرديم .